صفحه اصلی | اخبار | آئین‌نامه | خبرخوان | ارتباط با ما

مطالبات رهبر معظم انقلاب درباره كرسي‎‎هاي آزادانديشي

"آزادانديشي " يكي از نياز‎هاي امروز جامعه ما به‎ويژه در حوزه و دانشگاه است كه با تأكيد مقام معظم رهبري، نمود فكري و عملي يافت. اهميت اين موضوع تا آن‎جاست كه ايشان در ابلاغ سياست‎هاي كلي برنامه پنجم توسعه در چهارچوب سند چشم‎انداز 20 ساله ، آن را در زمره سرفصل‎هاي فرهنگي برنامه قرار داده و با عنوان "تحول و ارتقاي علوم انسانى، با تقويت جايگاه و منزلت اين علوم، جذب افراد مستعد و با انگيزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامه‎‎ها و روش‏هاى آموزشى، ارتقاي كمى و كيفى مراكز و فعاليت‎هاى پژوهشى و ترويج نظريه‏پردازى، نقد و آزادانديشى " مطرح ساختند. همچنين در بيانات خود در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي در نوروز امسال هم فرمودند: "يكى از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف مي‎طلبد، مسئله توليد فكر است؛ كتابخوانى، افزايش معلومات عمومى در زمينه‎هاى گوناگون. اين كرسى‌هاى آزادانديشى كه ما عرض كرديم، پيشنهاد كرديم در دانشگاه‎‎ها و در حوزه‎‎ها به راه بيفتد، مي‎تواند يك جريان سيال فكرى بسيار باارزشى را در جامعه به راه بيندازد. "
عده‎اي مي‎پندارند كه دغدغه‎‎هاي رهبري كه در قالب شعار و نامگذاري سال و يا تأكيدات ويژه مطرح مي‎شود، موضوعاتي عادي است كه كم كم، مغفول و مشمول زمان مي‎شود. ايشان خود درباره اهميت موضوعات مذكور در ديدار ده‎‎ها هزار نفر از زائران و مجاوران حرم رضوي (1384/01/01) مي‎فرمايند: "اين‏كه ما هر سالى را به نامى و با شعارى موسوم مى‏كنيم و سال را با اين نام و با اين شعار آغاز مى‏كنيم، صرفا يك عمل تشريفاتى نيست. البته اسم‏‎ها مهم نيست؛ مهم مسماست؛ ليكن اين نامگذارى‏‎ها به ما و ملت و مسئولان نشان مى‏دهد كه چه مى‏خواهيم و دنبال چه هستيم يا بايد به‎دنبال چه باشيم. اگر نهضت آزادانديشى مطرح مى‏شود، براى اين است كه همه مسئولان و همه آحاد ملت احساس كنند كه در اين جهت مسئوليت دارند. كشور به اين شعار‎ها نياز دارد. البته مى‏دانيم كه بسيارى از اين شعار‎ها در سال‎هاى خود به‏طور كامل تحقق پيدا نكرده است؛ ليكن كارهاى زيادى هم صورت گرفته است. "
در مجموع، موضوع "آزادانديشي " همواره يكي از مؤلفه‎‎هاي انديشه رهبري بوده است؛ تا آن‎جا كه ايشان در ديدار با جمعي‌ از اعضاي‌ ‌بسيج‌ دانشجويي‌ دانشگاه‎‎هاي سراسر كشور (1379/11/24) در تعريفي كه از دانشجوي بسيجي مي‎دهند، جواني‌، طالب‌ علم‌ بودن‌، آزادانديشي‌، آرمان‎گرايي‌ و در صحنه‌ بودن‌ را از ويژگي‎هاي ممتاز قشر دانشجو بيان‌ مي‎كنند.
اما طرح اين موضوع به‎عنوان مسئله روز جامعه و دانشگاه و تشريح آن براي اولين‎بار از سوي مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي انجمن اهل قلم (1381/11/08) صورت گرفت. در اين ديدار، ايشان با اشاره‌ به‌ نقش‌ فرهنگ‌ در جامعه‌، تصريح‌ كردند: "تنها راه‌ گسترش‌ فرهنگ‌ و توليد علم‌ و انديشه‌ در كشور، ايجاد فضاي‌ نقادي‌ علمي‌ در پرتو آزادانديشي‌ حقيقي‌ در دانشگاه‎‎ها و حوزه‎‎ها است‌. آزادانديشي‌ در جامعه‌، نه‌ به‌‎معناي‌ تصور تلاش‌ براي‌ ايجاد زمينه‌ به منظور حمله‌ به‌ بنيان‎ها و ارزش‎ها و نه‌ به‌‎معناي‌ لزوم‌ حمله‌ به‌ بنيان‎ها و ارزش‎ها است‌، بلكه‌ اين‌ دو تصور، ظلم‌ به‌ آزادانديشي‌ مي‌باشد. "
رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامي‌ با تأكيد بر اين‎كه جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، آزادانديشي‌ به‌ معناي‌ واقعي‌ كلمه‌ را وارد جامعه‌ كرد، افزودند: "البته‌ آزادانديشي‌ يك‌ ادب‌ و فرهنگ‌ خاص‌ دارد. " ايشان‌ آزادانديشي‌ را يك‌ شعار مظلوم‌ در جامعه‌ دانستند و با اشاره‌ به‌ اين‎كه عده‎اي با شعار آزادانديشي‌، اصول‌ مقدس‌ حقيقي‌ و ارزش‎ها را مورد حمله‌ و تحقير قرار مي‌دهند و عده‎اي نيز در مقابل‌ آن‌ با هرگونه‌ نوآوري‌ مخالفت‌ مي‌كنند، خاطرنشان‌ كردند: "در عرصه‌ فرهنگ‌ بايد نقطه‌ تعادل‌ ميان‌ مرزشكني‌ و تحجر، به‎عنوان‌ آزادانديشي‌ صحيح‌ مشخص‌ و ترويج‌ شود؛ همان‎گونه‌ كه‌ در عرصه‌ سياسي‌ نيز بايد از افراط و تفريط يعني‌ هرج‌ و مرج‌ و ديكتاتوري‌ اجتناب‌ گردد. "
نكته جالب‎توجه اين‎جاست كه ايشان، آزادانديشي را در مقابل تحجر قرار نمي‎دهند، بلكه آزادانديشي را حد واسط تحجر و مرزشكني مي‎دانند (كما اين‎كه در ديدار اخير خود با دانشجويان، تحجر و تجدد را دو روي يك سكه تصوير كردند). از طرف ديگر، ايشان با توجه به توطئه دشمنان دين‎گرايي كه با تعريف بنيادگرايي، موج دين‎طلبي را مورد هجمه قرار مي‎دهند، با تأكيد بر وجود تفاوت‌ ميان‌ تحجر و اصول‎گرايي (يا به تعبير دشمنان خارجي، بنيادگرايي) افزودند: "اصول‎گرايي‌ به‌‎معناي‌ قبول‌ اصولي‌ مستدل‌ و منطقي‌ و پايبند بودن‌ به‌ آن‌ اصول‌ است‌، در حالي‎كه‌ تحجر به‌‎معناي‌ حمايت‌ جاهلانه‌ از باور‎هاي غيرمستدل‌ مي‌باشد. تحجر فقط در مسائل‌ ديني‌ وجود ندارد، بلكه‌ تحجر سياسي‌ و جناحي‌ حتي‌ با ظاهر روشنفكري‌ نيز همانند تحجر ديني‌ داراي‌ خطرات‌ و آثار سوء فراواني‌ است‌. "
اما منظور از آزاد‎انديشي چيست؟ رهبر معظم انقلاب، در ديدار دانشجويي خود در 1382/08/15، آزادانه فكر كردن، آزادانه تصميم گرفتن و دنباله‎روى نكردن از تلقين بلندگوهاى تبليغاتى غرب را جلوه‎هاى آزادانديشى برشمردند و افزودند: "آزادانديشى با اين معناى وسيع و ژرف، عرصه‎هاى مختلف علمى، معرفتى، سياسى و اجتماعى را شامل مى‏شود. "
ايشان مي‎فرمايند: "آزادي‎خواهى نبايد فقط منحصر در معناى محدود سياسى تلقى و معنا شود. در آزادي‎هاى سياسى، آزادي‎هاى اجتماعى از بخش‎هاى مهم آزادي‎هاى بشرى است. ما خودمان كتك‏خورده و زندان رفته اين آزادي‎ها هستيم و معنى آزادى سياسى را مى‏فهميم؛ اما مى‏گوييم كسانى كه با شعار آزادى سياسى، دنبال تحقق شعارهاى ضدآزادى‏ترين مجموعه‎هاى سياسى دنيا - هيئت حاكمه آمريكا؛ فاشيست‎هاى ظاهرا دموكرات موجود در دنيا كه از هر فاشيستى، فاشيست‎ترند؛ مجموعه‏اى متعصب و نو محافظه‏كار كه تازه وارد ميدان سياست شده‏اند - درباره ايران هستند، اين‎‎ها آزادي‎خواهند؟ اين، آزادي‎خواهى و دنبال آزادى سياسى رفتن است؟ آن شعار آزادي‎خواهى كه معنا و مآل و خلاصه‏اش اين باشد كه آمريكا حكومت دست‏نشانده خودش را بر اين كشور مسلط كند، آن شعار آزادي‎خواهى نيست؛ ولو صد بزك و رنگ و روغن آزادي‎خواهى هم به آن بزنند؛ اين شعار، دروغين و شعار اسارت و خيانت است. با منطقى كه من مى‏گويم، آزادانديشى را عميق‎تر معنا كنيم تا اين‎جا هم اثر خودش را ببخشد. آزادانديشى يعنى آزادانه فكر كردن؛ آزادانه تصميم گرفتن؛ ترجمه‏اى، تقليدى و بر اثر تلقين دنبال بلندگوهاى تبليغاتى غرب حركت نكردن. لذا شامل علم، معرفت، مشى سياسى، شعار‎ها و واژه‎‎ها و خواسته‎هاى متعارف سياسى و اجتماعى هم مى‏شود. اگر امروز غرب مى‏گويد دموكراسى، ما بايد فكر كنيم - آزادفكرى يعنى اين - ببينيم آيا همين‏كه او مى‏گويد درست است و دموكراسى به‏صورت مطلق ارزش است، يا نه قابل‎خدشه است؟ يكى از كارهاى بسيار مهمى كه مورد اشاره بعضى از دوستان هم بود، اين است كه شما مى‏توانيد در سه زمينه علم، عدالت‎خواهى و آزادانديشى كار تئوريك كنيد. اين كار تئوريك را مى‏توانيد در زمينه جنبش توليد علم يا در زمينه عدالت‎خواهى انجام دهيد. "

بار سنگين دانشجويان و دانشگاهيان

مقام معظم رهبري در ارديبهشت 1382 در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه شهيد بهشتي بار ديگر به اين مسئله مي‎پردازند: "جنبش آزادانديشي كه چند ماه قبل مطرح شد، اصرار بر مسئله اشتغال - كه در دو سه سال اخير در اين زمينه خيلي تلاش شده است- و اصرار بر تقويت پول ملي، از شعار‎هايي است كه ما در اين چند سال روي آن‎‎ها تكيه كرديم و براي هركدام حساب خاصي باز شد و به فضل الهي حركت خاصي در دستگاه‎‎هاي مربوط به آن‎‎ها آغاز گرديد. "
نكته مهم اين است كه در منظومه فكري ايشان، عدالت‏خواهى، توليد علم و آزادي‎خواهى و آزادانديشى، همگي در كنار هم و به يك اندازه مورد تأكيد است. چنان‎چه در ديدار اعضاي تشكل‎ها، كانون‎ها، نشريات و هيئت‏هاى مذهبى دانشجويى (1382/08/15) مطالبات جدى جوانان در مورد مسائلى نظير عدالت‏خواهى، توليد علم و آزادي‎خواهى و آزادانديشى را، پشتوانه‏اى مستحكم براى تعميق و ماندگار شدن حركات اصولى انقلاب و نظام و از جمله آرمان‎هاى دانشجويى برشمرده و افزودند: "آزادي‎خواهى نبايد در معناى سياسى، منحصر و محدود شود. البته آزادي‎هاى سياسى و اجتماعى از بحث‎هاى مهم آزادي‎هاى بشرى است، اما كساني‎كه با شعار آزادى سياسى دنبال تحقق اهداف فاشيست‎هاى به‎ظاهر دموكراتيك حاكم بر آمريكا هستند، قطعا دنبال آزادى و آزادانديشى نيستند و با وجود اين‎كه شعارهاى خود را رنگ و روغن آزادي‎خواهى مى‏زنند اما شعار حقيقى آن‎ها، شعار اسارت و خيانت است. "

آزادانديشي در حوزه‎‎هاي علميه

مقام معظم رهبري، ضمن مقايسه وضعيت آزاد‎انديشي در دانشگاه و حوزه، محيط حوزه را محيط مناسب‎تري نسبت به محيط دانشگاه مي‎دانند: "محيط حوزه از اين جهت بهتر از محيط دانشگاه است. علت اين است كه در حوزه، نقادي يكي از محور‎هاي اصلي است. همه اين بزرگان حوزه كه شما ملاحظه مي‎كنيد - چه آن‎هايي كه امروز هستند و چه بزرگتر‎هايي كه در نسل‎هاي گذشته ما بودند - اصلا در همين محيط نقادي بزرگ شده‎اند. هيچ متكلمي و هيچ فيلسوف يا فقيهي از اين‎كه يك نظر مسلم فقهي يا اصولي يا كلامي قبل از خود را به كلي ابطال كند، ابايي ندارد و از اين‎كه كسي به او بگويد چرا ابطال كردي هم باكي ندارد؛ چون چنين چيزي اصلا در حوزه گفته نمي‎شود. اين سنت حوزه است كه نظرات گذشتگان را مطرح كنند. شما ملاحظه كنيد؛ امام رضوان‎الله عليه، آن وقت كه در قم تشريف داشتند در درس اصول، نظرات مد روز را كه نظرات مرحوم آيت‎الله نائيني بود، ذكر مي‎كردند، بعد فيه اولا، ثانيا، ثالثا، رابعا و خامسا، اساس حرف را اصلا به هم مي‎ريختند. هيچ‎كس نمي‎گفت چرا. خوب؛ اگر كسي طرفدار آن نظريه بود، مي‎رفت در درس خود يا در حاشيه‎اي كه به تقريرات استاد مي‎زد، مي‎نوشت كه من اين حرف استاد را قبول ندارم... البته اين كار‎ها بايد سازماندهي شود. ما بايد اين تجربيات ناشي از مباحثه و گفت‎وگوي سالم و محترمانه و شجاعانه را به صورت تجربه‎‎هاي انباشته‎اي درآوريم تا بتوانيم از آن‎‎ها استفاده كنيم و علم را بارور كنيم. "
البته نبايد پنداشت كه مخاطبان كرسي‎‎هاي آزاد‎انديشي صرفا دانشجويان و دانشگاهيان‎اند و اين‎كه ايشان از سيستم رايج در حوزه‎‎ها تمجيد كرده‎اند، از بار سنگين مسئوليت حوزويان مي‎كاهد، كما اين‎كه خود ايشان در ديدار جمعى از اساتيد، فضلا، مبلغان و پژوهشگران حوزه‎هاى علميه (1386/09/08)، بر اهتمام بيش از پيش به كرسي‎‎هاي آزاد‎انديشي علمي تأكيد و مي‎فرمايند: "چرا اين كرسي‎هاى آزادانديشى در قم تشكيل نمي‎شود؟ چه اشكالى دارد؟ حوزه‎هاى علميه ما، هميشه مركز و مهد آزادانديشىِ علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار مي‎كنيم و نظيرش را نداريم در حوزه‎هاى درسىِ غير حوزه علميه، كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند. طلبه آزادانه اشكال مي‎كند، هيچ ملاحظه‏ استاد را هم نمي‎كند. استاد هم مطلقا از اين رنج نمي‎برد و ناراحت نمي‎شود؛ اين خيلى چيز مهمى است. خوب، اين مال حوزه ماست. در حوزه‎هاى علميه ما، بزرگانى وجود داشته‏اند كه هم در فقه سليقه‎‎ها و مناهج گوناگونى را مي‎پيمودند، هم در برخى از مسائل اصولى‏تر؛ فيلسوف بود، عارف بود، فقيه بود، اين‎‎ها در كنار هم زندگى مي‎كردند، با هم كار مي‎كردند؛ سابقه حوزه‎هاى ما اين‎جورى است. يكى، يك مبناى علمى داشت، ديگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه كنيد، از اين قبيل مشاهده مي‎كنيد.
يك نفرى نظر فقهى مي‎دهد، نظر شاذى است. خيلى خوب، قبول نداريد، كرسى نظريه‏پردازى تشكيل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بيايند اين نظر فقهى را رد كنند با استدلال؛ اشكال ندارد. نظر فلسفى‏اى داده مي‎شود همين‎جور، نظر معارفى و كلامى‏اى داده مي‎شود همين‎جور. مسئله تكفير و رمى و اين حرف‎ها را بايستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ يك گوشه‏اى از حرف‎شان با نظر بنده‏ حقير مخالف است، بنده دهن باز كنم رد مى‎كنم؛ نمي‎شود اين‎جورى، اين را بايد از خودِ داخل طلبه‎‎ها شروع كنيد. اين يك‎چيزى است كه جز از طريق خودِ طلبه‎‎ها و تشكيل كرسي‎هاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفكرى و آزادانديشى كه عرض كرديم، ممكن نيست. اين را عرف كنيد در حوزه علميه؛ در مجلات، در نوشته‎‎ها گفته شود. يك حرف فقهى يك نفر مي‎زند، يك نفر رساله‏اى بنويسد در رد او؛ كسى او را قبول ندارد، رساله‏اى در رد او بنويسيد. بنويسند، اشكال ندارد؛ با هم بحث علمى بكنند. بحث علمى به‎نظر من خوب است. "

گلايه‎‎ها

اما كم‎كاري‎‎هاي برخي صاحبان تريبون و مسئوليت و به‎ويژه دانشجويان و دانشگاهيان، سبب شد تا مقام معظم رهبري در چندين مرحله از عدم پيشرفت در استقرار كرسي‎‎هاي آزادانديشي گله كنند. ايشان در جمع دانشجويان و دانشگاهيان دانشگاه سمنان به نهضت آزادفكري اشاره كردند و اظهار داشتند كه هنوز: "عملا آن كاري را كه من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه ". ايشان در اين ديدار يك‎بار ديگر تأكيد دارند كه مديريت اين كار بر عهده نخبگان، اساتيد فعال، دانشجوي فعال و مجموعه‎‎هاي فعال دانشجويي است: "مسئله آزادانديشي‎اي كه ما گفتيم، ناظر به اين است. بايد راه آزادانديشي و نوآوري و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مديريت كرد تا به ساختارشكني و شالوده‎شكني و برهم زدن پايه‎‎هاي هويت ملي نينجامد، اين كار، مديريت صحيح لازم دارد. چه‎كسي بايد مديريت كند؟ نگاه‎‎ها فورا مي‎رود به‎سمت دولت و وزارت علوم و...؛ نه، مديريتش با نخبگان است؛ با خود شماست؛ با اساتيد فعال، دانشجوي فعال و مجموعه‎‎هاي فعال دانشجويي. حواس‎تان جمع باشد! دنبال حرف نو و پيدا كردن حرف نو حركت كنيد؛ اما مراقب باشيد كه اين حرف نو در كدام جهت دارد حركت مي‎كند؛ در جهت تخريب يا در جهت ترميم و تكميل؛ اين‎‎ها با هم تفاوت دارد. اين وظيفه‎اي است به عهده خود شماها. "
ايشان همچنين در آبان 1388 در ديدار با جمعي از نخبگان علمي كشور نسبت به عدم پيگيري كرسي‎‎هاي آزاد فكري از سوي دانشجويان گلايه مي‎كنند: "جنجال فكري غير از مباحثات صحيح است. بنده گفتم كرسي آزادفكري را در دانشگاه‎‎ها به‎وجود بياوريد. خوب، شما جوان‎ها چرا به‎وجود نياورديد؟ شما كرسي آزادفكري سياسي را، كرسي آزادفكري معرفتي را تو همين دانشگاه تهران، تو همين دانشگاه شريف، تو همين دانشگاه اميركبير به‎وجود بياوريد. چند نفر دانشجو بروند، آن‎جا حرف‎شان را بزنند، حرف همديگر را نقد كنند، با همديگر مجادله كنند. حق، آن‎جا خودش را نمايان خواهد كرد. حق اين‎جوري نمايان نمي‎شود كه كسي يك انتقادي را پرتاب بكند. اين‎جوري كه حق درست فهميده نمي‎شود. ايجاد فضاي آشفته ذهني با لفاظي‎‎ها هيچ كمكي به پيشرفت كشور نمي‎كند. شما تجربه اين پدر پيرتان را در اين زمينه داشته باشيد. آني كه كمك مي‎كند به پيشرفت كشور، آزادي واقعي فكرهاست؛ يعني آزادانه فكر كردن، آزادانه مطرح كردن، از هو و جنجال نترسيدن، به تشويق و تحريض اين و آن هم نگاه نكردن. "
اين گلايه‎‎ها و شكايت‎‎ها كه بيشتر متوجه دانشجويان است، از يك طرف نشانگر نقش ويژه دانشجويان در استقرار نظم نوين فكري در سپهر علمي كشور و از سوي ديگر نشان‎دهنده تكليف عظيمي‎ست كه بر دوش آنان نهاده شده، و اين بار سنگين مسئوليت است كه ما را بر آن مي‎دارد كه گام‎هاي‎مان در اجراي منويات رهبري را استوارتر و سريع‎تر برداريم.

نويسنده:سيده عاطفه موسوي اصل
منبع:www.panjerehweekly.com

 
7 آبان 1390 9:05 بعدازظهر