صفحه اصلی | اخبار | آئین‌نامه | خبرخوان | ارتباط با ما

آزاداندیشی ریشه در سنت شیعی دارد

| دکتر غلامرضا خواجه‌سروی*

کرسی‌های آزاداندیشی چیست؟ تفاوت آن با کرسی‌های نظریه پردازی را بیان کنید.

من در ابتدا نکاتی را عرض کنم. ما در حوزه‌ی اساتید از اوایل دهه‌ی هشتاد لزوم بحث آزاداندیشی را داشتیم که نهایتاً منجر شد به نامه ای که جمعی از طلاب علوم دینی و جمعی از دانشگاهیان خدمت مقام معظم رهبری نوشتند و ایشان آن زمان هم نظر موافقشان را در این مورد اعلام کردند. بعد از آن، این کارها را هم حوزه‌ی علمیه پیگیری کرد، و هم در خارج از وزارت علوم این قضیه دنبال شد. دلیل پیگیری در خارج از وزارت علوم این بود که وزارت علوم وقت، خود را مجری این کار نمی‌دانست و از خود آمادگی نشان نمی‌داد. به همین دلیل این کار در شورای عالی انقلاب فرهنگی پیگیری شد و قوانین و اساس نامه‌ی آن طرح شد. سپس این کار، بر‌ عهده‌ی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قرار گرفت. در این پژوهشگاه قسمتی وجود دارد به نام هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی که این کار را آن‌ها هم بر عهده نمی‌گرفتند.

 تا زمان دولت نهم که بنا شد آیین نامه‌ی ارتقاء اعضای هیئت علمی بازنگری شود، این کرسی‌ها را ما در این آیین نامه وارد کردیم که اگر شما به ماده‌ی دو که وظیفه‌ی پژوهشی اساتید را بیان می‌کند مراجعه کنید، به این موضوع‌ها اشاره شده است. چند عنوان مختلف آنجا وجود دارد که کرسی‌های نقد، نظریه پردازی، مناظره، نوآوری و آزاداندیشی، پنج کارکردی است که برای این کرسی‌ها در نظر گرفته شده است. در واقع این‌ها پنج نوع مختلف‌اند و دستوالعمل اجرایی که برایشان تدوین شده، متفاوت است. از نظر موضوعی و محتوایی متفاوت ولی از نظر شکلی و ساختاری به هم تقریباً شبیه‌اند. مثلاً در هیئت داوران و ... با هم تفاوت دارند. در آیین نامه از نظر امتیاز هم برای این پنج مورد تفاوت قائلند که مثلاً کدام پژوهشی هستند و کدام ترویجی. به هر حال تلاش ما این بود که این کرسی‌ها وارد دانشگاه‌ها بشود. حداقل نتیجه این شد که این موضوعات درآیین نامه ذکر شده و فکرش در دانشگاه‌ها به تدریج وارد می‌شود. درواقع این جزو مسائلی می‌شود که اساتید به آن‌ها به تدریج بها خواهند داد. تدریجی است چون فراگیر کردن نقد در بین اساتید دانشگاه کار آسانی نیست. چون به آیین نامه‌ی قبلی، ۳۰ سال عمل می‌شده و حال شما مسائل جدیدی به آن اضافه کرده اید. خب جا افتادن آن زمان‌بَر است. بنابراین این کار تا اینجا پیش رفته است. ضمن اینکه هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی تا الان کرسی‌های مختلفی را برگزار کرده‌اند. اما این‌هایی که ما عرض می‌کنیم هیچ ارتباطی با فعالیت‌های دانشجویی ندارد. یعنی همان نامه ای که آقایان به رهبری نوشتند و پاسخی که ایشان دادند و کارهایی که شکل گرفت، نهایتاً به دو نهاد ارتباط پیدا می‌کرد. یکی دانشگاه و دیگری حوزه‌های علمیه. خب درهر دو بخش هم فعالیت‌هایی در حوزه‌ی اساتید صورت گرفت. ولی فعالیتی که شما می‌خواهید انجام دهید در حوزه‌ی دانشجویی است.

به نظر من شما می‌توانید چیزهایی را از همان کرسی‌های نقد و نظریه‌پردازی که مطرح کردم کمک بگیرید. از لحاظ ساختار و شکل شبیه هستند ولی از نظر مفهوم متفاوتند. در کرسی‌های نظریه پردازی، مطالب بیشتر حول جنبش نرم افزاری و تولید علم می‌چرخد. البته شما می‌توانید استفاده‌هایی از این ساختار بکنید. اما آنجا هدف بیشتر تولید علم است. یعنی وقتی ما می‌گوییم مناظره منظور همان مناظره‌ی علمیست، یا آزاداندیشی به معنای آزاداندیشی علمیست.

اما در فعالیت‌های دانشجویی انتظار نظریه پردازی علمی نمی‌رود. نمی‌گوییم که علمی نباشد بلکه انتظار و توقع نداریم اینگونه باشد. حالا اگر جمعی از دانشجویان جمع شدند و نظریه‌ای هم دادند بد نیست، ولی از فضای دانشجویی چنین انتظاری نیست. به هر‌حال کارکردهایی که از کرسی‌های اساتید مد نظر است در فضای دانشجویی مد نظر نیست. چیزی که مدنظر است این بوده که در فضای دانشجویی فضایی باز شود که افراد بتوانند قاعده‌مند حرف-هایشان را بزنند. حال این حرف‌ها می‌تواند سیاسی و در حوزه‌ی تشکل‌ها باشد، یا در حوزه‌ی کانون‌های فرهنگی هنری باشد، یا در حوزه‌ی انجمن‌های علمی. می‌تواند هر حوزه‌ی فعالیت‌های دانشجویی باشد اما لزومأ علمی نیست و ما اگر بخواهیم آن ساختار را اینجا پیاده کنیم قاعدتأ جواب نمی‌دهد.

وظیفه‌ی وزارت علوم در این راستا چیست؟

وزارت علوم در این زمینه مستقیمأ وظیفه‌ای بر دوش ندارد. درکل نقش حمایتی و هدایتی و نظارتی دارد. درواقع باید محملی قانونی فراهم شود که این کارها در آن محمل و چارچوب فراهم شود. مثلاً یکی از وظایف تهیه و تنظیم همان آیین‌نامه‌ی کرسی‌های آزاداندیشی است که قسمتی از آن هم آماده شده. در انتها باید با هماهنگی دانشگاه‌ها این آیین نامه نهایی شده و با امضای وزیر علوم ابلاغ شود. و سپس هر دانشگاهی که پیشگام شود از آن حمایت می‌شود. دانشگاه‌ها هم باید یک مجوز قانونی داشته باشند و تکلیفشان مشخص باشد تا بتوانند از یک فعالیت قانونی حمایت کنند. در واقع کار وزارت علوم این است که به دانشگاه‌ها ابلاغ کند که به صورت قانونمند این کار را انجام دهند. نباید دانشگاه‌های بزرگ را هم ملاک قرار داد چون مثلاً در دانشگاه‌های کوچک خیلی افراد علاقه به انجام چنین کاری دارند، ولی مسئولین دانشگاه ذهنیتی ندارند. در ‌این موضوع باید چارچوب‌ها مشخص باشد چون در صورت افراط و تفریط نتیجه‌ی عکس می‌گیریم. مثلاً مسئولین دانشگاهی با سابقه‌ی پنجاه ساله به من می‌گفتند که اگر این کار قانون نداشته باشد ما نمی‌دانیم که چه بکنیم.

آیین نامه‌ای که وزارت علوم در حال تدوین آن است شامل چه مواردی است؟ محتوا یا ساختار یا موارد دیگر؟

هنوز این متن نهایی نشده، ولی رویکرد آن همان چیزی است که من گفتم. یعنی هدف، قاعده‌مند کردن این کار در دانشگاه‌هاست. مانند آیین نامه‌ی نشریات و تشکلات. اگر حدود نداشته باشد می‌شود شبیه کانون‌های فرهنگی هنری دانشگاه‌ها که قبلأ زیاد سر و صدا می‌کرد، چون حساب و کتابی نداشت.

الان وضعیت این کرسی‌ها در دانشگاه چگونه است؟

تاکنون معاونت‌های فرهنگی و دانشجویی دانشگاه‌ها گزارشی رسمی به من نداده اند. اما بر اساس شنیده‌ها و گزارشات غیر رسمی که ما داریم، چند دانشگاه برای این کار پیشگام شده‌اند که دانشگاه امیرکبیر جزو پیشروان است. دانشگاه اصفهان هم درحال تدوین آیین نامه‌ی داخلی برای خودشان هستند که این کار را شروع بکنند. حالا من از اجرا شده‌ها اطلاعی ندارم، ولی اینکه این کار مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته این خودش چیز مهمی است. طی نشستی که اخیراً با رؤسای دانشگاه‌ها برگزار شد، یکی از صحبت‌های بسیاری از رؤسا این بود که این ایده بسیار خوب است و در دانشگاه‌ها مورد توجه واقع شده و خیلی از دانشجویان هم علاقمند به چنین کاری هستند. اما ما باید مقررات لازم را داشته باشیم. می‌خواهم عرض کنم که این ایده در دانشگاه‌ها و حتی دانشگاه‌های غیر دولتی بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

الان وزارت علوم به تشکل‌هایی که می‌خواهند بانی این کار شوند چه کمک های مستقیم و غیر مستقیمی می‌تواند بکند؟

قاعدتأ کمک مستقیم به تشکل‌ها توسط دولت کار بسیار سختی است. اما به صورت غیر‌مستقیم ما آن ها را تشویق می‌کنیم. مثلاً بخشی از هزینه های آن را حاضریم پرداخت کنیم منتها با برنامه ریزی سالیانه. مثلاً وقتی این آیین نامه ها ابلاغ شود دانشگاه‌ها باید اعلام کنند که توانایی برگزاری چند کرسی در طول سال را دارند، سپس ما برای کمک کردن آمادگی داریم. در کل کمک‌های ما غیر مستقیم است. مثلاًً اگر دوستان بخواهند نتایج این جلسات را به نوعی منتشر کنند می‌توانیم کمک کنیم، یا شاید بتوان این جلسات را رسانه ای کرد و این کرسی ها را عینأ از صدا و سیما پخش کرد. ولی به نظرم اگر بشود نتایج این جلسات را به هر نحوی منتشر کرد خوب است. حال باید این جوانب را بررسی کرد.

آیین نامه‌ی مذکور چه زمانی آماده می‌شود؟

به نظرم تا آخر فروردین بتوان آن را ابلاغ کرد. چون من پرس و جو کردم گفتند قسمت کوچکی از آن باقی مانده است. از دی ماه روی این آیین نامه مشغول به کار هستند.

علت تاکید رهبری روی این موضوع چیست؟

شاید چند دلیل بتوان برای آن ذکر کرد. اول اینکه دانشگاه آنطوری که در جمهوری اسلامی تعریف شده صرفأ محل علم اندوزی و دانش آموزی نیست، بلکه علاوه بر آن، از دانشگاه انتظار می‌رود که در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی هم پیشگام باشد و چند کار را انجام دهد. مثلاً کادر مورد نیاز در این زمینه‌ها را تربیت کند و به جامعه تحویل دهد. برفرض دانشگاه شما که یک دانشگاه صنعتی است، چیزی که در جمهوری اسلامی از یک دانشگاه صنعتی انتظار می‌رود این نیست که صرفاً یک دانشمند متخصص در رشته های فنی و صنعتی به جامعه تحویل دهد، بلکه علاوه بر تخصص لازم، این فرد باید از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و سیاسی واجد صلاحیت‌های لازم باشد.

نکته‌ی دوم اینکه دانشگاه جایی است که باید در آن تضارب آرا صورت گیرد، آزادانه صحبت شود و از نتایج این آزاداندیشی و تضارب آرا جامعه بهرمند شود.

شاید دلیل سوم این باشد که خیلی از مسائلی که باید فوایدش به جامعه برسد، اساسش تخصصی است و شاید نشود این مسائل تخصصی را در جامعه به شکل عمومی مطرح کرد. چون ممکن است باعث تشویش اذهان شود و حاصلی از آن بدست نیاید. مکان‌هایی که می‌توان در آنجا بحث‌های تخصصی داشت یا دانشگاه است و یا حوزه. به همین دلایل است که ما محل تاسیس کرسی‌های آزاداندیشی را حوزه‌ها و دانشگاه‌ها می‌دانیم و لازم است در هر دو جهت فعالیت صورت بگیرد. اصلأ ممکن است خیلی از مسائلی که در حوزه‌ی روشنفکری و نخبگی طرح می‌شود در جامعه اصلأ مطرح نباشد. به هرحال این مسائل در دانشگاه جایگاه دارد و مطرح کردن آن‌ها در جامعه خیلی وجاهت ندارد.

به همین دلایل است که مقام معظم رهبری بر شکل‌گیری این کرسی‌ها در دانشگاه ها تاکید دارند. البته با درنظر گرفتن این مطلب که ما از خروجی‌های این کرسی‌ها قصد داریم کشورمان را بسازیم یعنی می‌خواهیم یک کار هدفمند انجام دهیم.

وظیفه‌ی هر یک از افراد و نهادها در راه‌اندازی این کرسی‌ها چیست و هر یک چه کارهایی تا الان انجام داده اند؟

فعلاً برای پاسخ به بخشی از سوال شما زود است چون این کار هنوز پیش نرفته است. ما هرچه که تاکنون از نهادهای ذیربط خواسته ایم انجام داده‌اند. مثلاً تدوین کردن همین آیین نامه‌ی مذکور که از جاهای مختلف مثل نهاد رهبری و وزارت بهداشت و دانشگاه آزاد و جهاد دانشگاهی و .. در آن مشارکت دارند و به جد کار را دنبال کرده اند. ما در شورای هماهنگی فعالیت‌های فرهنگی، که همه‌ی این نهاد‌ها جمع‌ا‌ند هم مذاکراتی داشتیم و همه برای کمک به این کرسی‌ها اعلام آمادگی کردند.

اهداف کوتاه‌ مدت و بلند ‌مدتی که در طراحی این کرسی‌ها در‌نظر می‌گیرند، چیست؟

در بلند می‌توان گفت همان هدفی را باید دنبال کند که دانشگاه دنبال می‌کند. یعنی تربیت کادری که اهل تحلیل و بیان باشد و منافع نظام و کشور را هیچگاه فراموش نکند. در کوتاه مدت هم باید فضایی ایجاد کنم که کسی که حرفی برای مطرح کردن دارد احساس نکند فضایی برای طرح آن وجود ندارد. یعنی هرچه که به ذهنشان می‌رسد بتوانند بیان کنند و جواب هم دریافت کنند. یعنی فکرشان ارزیابی شود. ارزیابی به این دلیل مهم است چون ممکن است این فکر در گذشته مطرح شده باشد و جدید نباشد. در واقع این کرسی‌ها نوعی پاسخ به دشمنان هم می‌تواند باشد که تبلیغات علیه نظام و دولت دارند که در ایران خفقان شدید است و آزادی بیان وجود ندارد. البته پاسخگویی به همه‌ی حرف‌های آن‌ها کار درستی نیست. در قرآن هم ذکر شده که یهود و نصارا از تو راضی نمی‌شوند مگر اینکه از آن‌ها پیروی کنی. پس ما نباید استراتژی و توان انرژی خود را بگذاریم که دهان آن‌ها بسته شود. این، امکان ندارد! اما چون معتقدیم که دانشگاه به قول حضرت امام مبدأ تحولات کشور است و باید کادر سازی کند، لذا افرادی هم که از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شوند، باید احساس کنند که برای اجتماع ساخته شده اند و باورشان باشد که فضای دانشگاه یک فضای آزاد است. یعنی با یک پشتوانه‌ی فرهنگی مطمئن و یک اعتماد به نفس بالا وارد جامعه شوند. تصور نکنند که مطالبی در ذهنشان بوده، ولی نتوانسته‌اند در دانشگاه بیان کند. خیلی از افراد تصور می‌کنند راه اندازی این کرسی‌ها برای ساکت کردن دشمنان است، ولی بحث ما این است که دانشگاه جایی است که افراد آن باید از هر جهت فرهیخته باشند و همچنین باید توجه داشت این کرسی‌ها یک چیز قانونمند است و نباید بعدأ تبدیل به مکانی برای غوغاسالاری‌های سیاسی شود. همانطور که در یک کلاس درس حرف‌ها شنیده می‌شود و نقطه نظرات گفته می‌شود، در یک فضای دانشگاهی و فرهیختگی هم باید همه‌ی حرف‌ها زده شود و مسائل روشن شود.

چگونه موانع و اشکالات پیش روی مناظرات مثل مغالطه و سفسطه و بدون سند حرف زدن و ... را می‌توان کاهش داد؟

ما می‌توانیم اینجا از تجربه‌ی کرسی‌های هیئت علمی استفاده بکنیم. در مقررات و در اجرا. مثلاً به طور آزمایشی چند‌ جلسه برگزار کنیم و اشکالاتش را رفع کنیم. قاعدتاً ما در طول مباحثه‌ها یک انحراف معیاری داریم که باید به تدریج آن‌ها را رفع کرد. این اشکالات که مطرح کردید حتماً بوجود می‌آید. در ضمن ممکن است حتی برخی افراد سیاسی قصد استفاده از ‌این فضا به نفع خودشان داشته باشند و بخواهند قاعده را برهم بزنند. من احتمال می‌دهم که چنین اشکالاتی بروز کند. ولی اگر این کرسی‌ها بصورت قاعده‌مند راه‌اندازی شوند، این مشکلات به تدریج رفع می‌شوند.

با توجه به اینکه کرسی ها در دو حوزه ی سیاسی و معرفتی پیگیری می‌شود چه ملاحظاتی باید برای آن‌ها در نظر گرفت؟ آیا باید اولویتی بین آن‌ها قائل شد؟

باید اقتضای شرایط دانشگاه‌ها را در نظر گرفت. در خیلی از دانشگاه‌ها مثلاً مسائل سیاسی اولویت دارد. در برخی دیگر پاسخگویی به شبهات اولویت دارد که صرفاً هم شبهات سیاسی نیستند. در واقع اولویت را باید به دانشگاه سپرد. از نظر موضوع هم به نظرم نباید هیچ محدودیتی قائل شد. البته از روی قاعده. در مجلس هم اگر کسی بخواهد نطق کند حساب و کتاب دارد. در اینجا هم ما برای تمام این مسائل باید ناظر و داور داشته باشیم. منتقد هم باشد که هر حرفی زده می‌شود نقدش هم بیان شود. رویکرد باید این باشد که حرفی بی پاسخ نماند. به نظرم آنقدر جمهوری اسلامی و اسلام و مکتب تشیع غنی و قوی در مفاهیم هستند که ما باید بشدت از این کرسی‌ها استقبال کنیم. و نباید ترس و واهمه‌ای از مطرح کردن مسائل، حتی شبهات عقیدتی داشته باشیم. این بارها در طول تاریخ تکرار شده و باعث بارورتر شدن مکتب ما گشته. من خودم مایل بودم اگر مشغله‌ی کاری اجازه می‌داد در این جلسات شرکت می‌کردم و شبهات مربوط به مسائل اولیه‌ی جمهوری اسلامی را پاسخ می‌دادم. مثلاً دشمنان و ضد انقلاب مطرح کرده‌اند که حضرت امام در مسائل سیاسی سعه صدر نداشتند، در صورتی اگر به تاریخ نگاه کنیم واقعأ خلاف این است. اتفاقأ این انحصارطلبی که به حزب اللهی‌ها نسبت داده می‌شود مخصوص خود منافقین است. اگر این‌ها قدرت پیدا می‌کردند بسیار انحصارطلب تر بودند.

چون رهبری بر ایجاد این کرسی‌ها در دانشگاه های صنعتی تاکید کرده اند آیا موضوع این جلسات در دانشگاه‌های صنعتی و غیر صنعتی متفاوت است؟

این برمی‌گردد به شرایط دانشگاه‌ها. به نظرم دانشگاه‌های صنعتی از دیگر دانشگاه‌ها سیاسی ترند. یعنی باید دید شرایط دانشگاه چگونه است اما برای ما صنعتی یا انسانی بودن دانشگاه‌ها فرقی نمی‌کند. اما چیزی که ما در تجربه دیدیم دانشگاه‌های صنعتی از نظر مسائل سیاسی حساس ترند.

موضوعاتی که برای این کرسی‌ها انتخاب می‌شوند چه خصوصیاتی باید داشته باشند؟

همانطور که ما در کرسی‌های اساتید هم داریم، در بخش‌هایی افراد ممکن است تصور کنند که حرف نو می‌زنند. پس بنابر این یک بخش می‌تواند نوآوری باشد. یک بخشی که در میان دانشجویان بسیار مطرح است، شبهه است. یا چیزهایی که حالت استفهامی دارند. این شبهات هم به نظرم بیشتر در بین دانشجویان باید سیاسی باشند و بعد عقیدتی. یک بخش هم می‌تواند حوزه‌ی مسائل علمی باشد که قاعدتأ در انجمن‌های علمی و پژوهشگاه‌های دانشجویی می‌تواند مطرح شود. به نظرم در این سه حوزه می‌توان طرح بحث کرد که ما اگر نشریات دانشجویی هم اضافه کنیم، بهتر است. مثلاً دانشجویان مطالب زیادی باید در مورد نشریات دانشجویی بدانند که ممکن است ندانند. مثلاً بحث حقوق مطبوعات یا آزادی بیان که می‌تواند در اینجا مطرح شود.

به نظرم بیشتر باید موضوعات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی مطرح شود و بعد سراغ مسائل علمی برویم.

اجرای کرسی‌های آزاد فکری چه روش‌های مختلفی دارد؟

این را هم می‌توان به عهده‌ی آیین نامه‌ها گذاشت. اما اگر بخواهیم به زبان ساده تر بگوییم، فردی که می‌خواهد آزادانه نقطه نظراتش را بیان کند باید در مقابل، یک گروه داور و منتقد داشته باشد. مثل ارائه‌ی یک رساله‌ی دانشجویی که قاعدتأ منتقد آن را نقد می‌کند و داوران هم روی آن نظر می‌دهند. این شکل ساده‌ی آن است و باید دید که دوستان در آیین نامه به چه نتیجه‌ای می‌رسند و باید آیین نامه را ملاک قرار داد.

به نظر شما رابطه‌ی مناظره و رسیدن به حقیقت چیست؟

این دیگر یک بحث فلسفی سنگین است و بگذارید وارد این بحث نشویم. اما در مورد اینکه انسان چگونه به یک چیز معتقد می‌شود و نقش تلاش‌های ما چیست؟ کاری که می‌توانیم در دانشگاه الان انجام دهیم این است که کاری کنیم حقایق و واقعیات جامعه در این تضارب آرا و مباحثه ها خودش را نشان دهد و مورد بحث قرار گیرد. این خودش کمک می‌کند که ذهنیت درستی شکل گیرد و یا اگر ذهنیت غلطی بوده اصلاح شود.

با توجه به اینکه افراد در فضاهای فکری متفاوت هستند، تفاهم بین آنها چگونه ممکن است؟

بحث پارادایم و فضاهای فکری بیشتر به حوزه‌ی فلسفه‌علم برمی‌گردد یعنی در بخش نحوه‌ی تولید علم است. ما نباید اینگونه کار را سخت بکنیم که اگر فضاها متفاوت است پس تفاهم دشوار بدست می‌آید. معمولاً کسانی که در دانشگاه هستند در یک موضوع خاص در یک پارادایم هستند. یعنی چند پاردایم کمتر به چشم می‌خورد. بنابراین به نظرم اگر این کرسی‌ها راه اندازی شود، حتی اگر پارادایم‌ها متفاوت هم باشد افراد می‌توانند به برحق بودن یک حرف شهادت دهند و این خود زمینه‌ی تفاهم را فراهم می‌کند.

برای اینکه مناظرات غیرجدلی باشند و افراد واقعاً به دنبال کشف حقیقت باشند چه راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنید؟

اگر آیین نامه‌ی مذکور نهایی شود به این موارد هم اشاره می‌کند. ولی چیزی که شما می‌گویید مهم است. یعنی باید فضای دانشگاهی بر این کرسی‌ها حاکم شود. یعنی نباید فضا جدلی و مچگیری و ... باشد.

با توجه به اینکه تبیین حق سخت تر از باطل است به نظر شما چگونه می‌توان از موضع حق به خوبی دفاع کرد؟

این آسیب‌ها را باید به تدریج کم کرد و قابل کم شدن هم هستند. مثلاً می‌توان از تبلیغاتی شدن این جلسات جلوگیری کرد. این دست خود ماست. مثلاً از رسانه ای شدن جلوگیری کرد و باید از کم شروع کرد. یعنی با فضای کوچک و نفرات کم شروع کنیم تا آسیب ها کم‌کم شناسایی شوند و کم شوند. ممکن است کم کردن این آسیب‌ها هزینه بر هم باشد ولی خب صرف این هزینه لازم است.

حدود آزادی بیان در اسلام چیست و خطوط قرمز برای ارائه‌ی هر‌عقیده و نظر چیست؟

اصلأ از اسلام جلوتر بیاییم و به قانون اساسی به عنوان یک میثاق ملی نگاه کنیم و از آن استفاده کنیم. چون ممکن است عده ای در ایران مسلمان هم نباشند ولی همه‌ی ایرانیان باید به قانون اساسی پایبند باشند. در قانون اساسی آزادی بیان و ابراز عقیده‌ها مجاز است. الا در دو مورد. یکی اینکه خلاف مبانی اسلام باشند و دیگری اینکه مخالف حقوق عمومی باشد. این از دوره‌ی مشروطه هم در قانون بوده. یعنی خلاف عقل و شرع نبودن. اگر ما در دانشگاه‌ها هم با همین دید وارد شویم حدود آزادی بیان، گستره‌ی وسیعی می‌شود. جایی هم که به‌خلاف شرع بودن تاکید دارد منظور این است که خلاف مبانی اسلام تبلیغی نشود و گرنه خلاف مبانی اسلام شک و شبهه و نقد را نیز می‌توان بیان کرد و اشکالی ندارد. فقط باید فضایی برای شنیدن جواب آن فراهم کرد. اینگونه مباحث در اوایل انقلاب هم بود و مفید هم بود. پس همان قانون اساسی را ملاک قرار دهیم. خط قرمزها در این قانون مشخص شده اند. نباید زیاد سخت گرفت و خلاف قانون اساسی عمل کرد. مخل مبانی اسلام بودن یعنی اصول و فروع دین را نباید زیر سوال ببرد، تحت الشعاع قرار دهد یا باعث توهین به آن‌ها شود. تشخیص آن، چیز ساده ایست. مثلاً اگر کسی درباره‌ی اصول دین بخواهد تشویش اذهان کند خلاف قانون است و اما مثلاً کسی در مورد عدل الهی سوال دارد، این اشکالی ندارد. به همراه متخصص می‌نشیند و مثلاً پنجاه سوال هم می‌پرسد و پاسخ هم می‌گیرد. این مباحثات در زمان امام رضا (ع) و یا امام علی (ع) هم بوده.

در واقع ما اینجا با دو فضا مواجهیم. فضای دانشگاه با جامعه فرق می‌کند. مثلاً مطالبی که خلاف مبانی اسلام است اما حالت استفهام دارد در دانشگاه‌ها می‌تواند مطرح شود. اشکالی ندارد. و یا نقد دولت. البته بدون توهین و هوچی گری، مثلاً در زمان انتخابات جلساتی با حضور اساتید تشکیل می‌شد و مثلاً وزیر اقتصاد به سوالات در یک فضای عقلانی پاسخ می‌داد و خیلی از شبهات برطرف می‌شد و خیلی خوب بود. پس طبق قانون اساسی نباید به مبانی دینی و حقوق اجتماعی در جامعه تردید ایجاد شود.

ویژگی‌های افراد مناظره کننده چیست؟

به هر‌حال مناظره قواعدی دارد. دو نفر که با هم قصد مناظره دارند، اول باید در مورد آن موضوع اطلاعات کافی داشته باشند. در یک زمینه بحث کنند و از موضوع خارج نشوند، منطقی باشند، حرف‌های حاشیه دار نزنند، استلالی و عقلایی صحبت کنند. ضمن اینکه من معقتد نیستم در این کرسی‌های دانشجویی سختگیری شود. چون اینان فرزندان این کشورند، نه انقلاب را دیده اند، نه جنگ را. باید گذاشت آزادانه مطالبی را که در ذهن دارند مطرح کنند. این ایرادی ایجاد نمی‌کند. اما از طرف دیگر باید جواب بشنوند و باید به مرور ارزیابی و منتقد هم وارد مباحثات شوند.

مکان مناسب برای این جلسات کجاست؟

پیشنهاد من این است مکان تابع موضوع و استقبال کننده باشد. به نظرم هرچه پیش برود موضوعات تخصصی تر می‌شوند. فضایی شبیه جلسات دفاع از رساله‌های دکترا و ارشد می‌شود.

نظر شما در مورد حضور هیئت داوران در این جلسات چیست؟داوران از چه کسانی انتخاب شوند و چه نقشی داشته باشند؟

حضور هیئت داوران ضروری است. در آیین نامه‌ی اساتید این موضوع آورده شده و سختگیری هم در این زمینه شده است. اما در حیطه‌ی دانشجویی، باید باز هم به آیین نامه مراجعه کرد. اما باید کسانی برای داوری انتخاب شوند که در آن موضوع حتماً متخصص باشند. مثلاً داور، تخصصی به صحبت‌ها نگاه می‌کند و اگر مثلاً کسی می‌گفت من حرف نویی دارم داور می‌تواند بگوید که این صحبت‌ها مثلاً ۴۰% نو بوده و یا مثلاً جلوی سفسطه و مغلطه و... را بگیرد و تذکر دهد.

ارزیابی و نمره دهی به مناظره کنندگان از طرف داروان آیا معقول است؟

حتماً.که به نظرم باید این‌ها را در آیین نامه‌ی دید.

برای پر شورتر و پربارتر شدن موضوعات، حضار چه نقشی می‌توانند ایفا کنند؟

چیزی که مثلاً در جلسات دفاع پایان نامه‌ی دانشجویان مطرح است، این است که حضار می‌توانند هر سوال مرتبط با موضوعی از گوینده بپرسند. و اینطور نیست که حضار حق پرسش نداشته باشند. ما می‌توانیم از همین مطلب الهام بگیریم و اینجا هم پیاده کنیم. و حضار هر سوالی که می‌خواهند می-توانند بپرسند. البته این کار ساده ای نیست با توجه به اینکه برگزاری این کرسی‌ها تجربه‌ی اول ماست. تا نهادینه شدن مقداری سختی دارد.

از چه منابعی می‌توان صحبت‌های بزرگان را در موضوعات مربوط به این کرسی‌ها جستجو کرد؟

به نظر من بهترین منبع صحیفه‌ی امام است و یا فرمایشات مقام معظم رهبری هم در منابعی جمع آوری شده. غیر از رهبران انقلاب، شهید بهشتی و شهید مطهری نقطه نظرات خوبی دارند. مثلاً صحبت‌های شهید مطهری در دانشگاه تهران .

به عنوان حرف آخر واقعاً اعتقاد من بر این است که اگر فضای منطقی و علمی در هر موضوعی با حضور افراد آگاه ایجاد شود، هم دین اسلام و هم جمهوری اسلامی آنقدر قوی هستند که پاسخ کافی برای شبهات داشته باشند. ما اصلاً نباید هیچ ترسی از برگزاری این‌جلسات داشته باشیم. البته باید از سوء استفاده دشمنان از این جلسات جلوگیری کرد و جلوی آسیب‌ها را تا حد امکان گرفت. در این صورت این کرسی‌ها فرصت های بسیار خوب و مفیدی فراهم می‌کند.

 

*معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

 منبع: سایت آزادفکری http://azadfekri.ir/archives/

 

 
21 دی 1390 0:31 بعدازظهر