صفحه اصلی | اخبار | آئین‌نامه | خبرخوان | ارتباط با ما

اخیرا در بخش articles

الزامات و موانع برگزاری کرسی‌های آزاد اندیشی

                                                                                                       دکتر غلامرضا کریمی

فضای رکود و رخوت در دانشگاه‌ها، سم مهلکی برای یک جامعه در حال رشد و توسعه است. از اين رو ضروري است در فضاي دانشگاهي چنين جامعه‌اي، دانشجويان با پويايي و تحرك، روحيه نقد و نقادي داشته باشند و بتوانند قدرت استدلال خودشان را تقويت كنند. به همين دليل مقام معظم رهبري در سال1381 بحث برگزاري كرسي‌هاي آزاد‌انديشي در دانشگاه‌ها را مطرح كردند. ولي متأسفانه با گذشت بيش از 13سال از اين دستور ما شاهد هستيم آنطور كه بايد و شايد در دانشگاه‌ها اين كرسي‌ها برگزار نشده‌است. دلايل متعددي براي برگزار نشدن مناسب اين فعاليت در دانشگاه‌ها وجود دارد كه يك بخشي از آنها مربوط به مديريت دانشگاه‌هاست. اساسا مديريت برخي دانشگاه‌هاي مهم كشور هنوز تثبيت نشده و به‌صورت سرپرستي اداره مي‌شوند. طبيعتا معاونان و ادارات فرهنگي دانشگاه‌ها از يكسري نشست‌هايي كه احتمالا بازتاب‌هايي در رسانه‌ها و مطبوعات خواهد داشت استقبال نمي‌كنند. به همين دليل ما شاهد هستيم كه برگزاري كرسي‌هاي آزاد‌انديشي در حد و اندازه چارچوب خودش انجام نمي‌شود و يا اينكه استقبال ضعيفي از آنها صورت مي‌گيرد.

نكته ديگري كه درخصوص ضعف در برگزاري كرسي‌هاي آزاد‌انديشي مطرح است فضاي كلي جامعه است.با توجه به نوع برخوردهايي كه نسبت به برخي از سخنراني‌هاي شخصيت‌هاي سياسي صورت مي‌گيرد نوعي نگراني در دانشگاه‌ها ايجاد شده است.علاوه بر اين از افراد مهم و مؤثري كه بايد در كرسي نظراتشان را مطرح كنند دعوت نمي‌شود. اگر هم كرسي‌هاي آزاد‌انديشي به‌صورت محدود برگزار مي‌شوند مورد استقبال دانشجويان واقع نمي‌شوند.

يكي از موانع مهم ديگر در برگزاري كرسي‌هاي آزاد‌انديشي اين است كه بايد دانشجويان نقش اصلي در برگزاري اين كرسي‌هاداشته باشند ولي از آنجا كه مرزبندي جدي بين نقد و انتقاد و مباحث ساختارشكنانه وجود ندارد دانشجويان دچار سياست‌زدگي شده و بلافاصله پشت جريان‌هاي سياسي درون جامعه قرار مي‌گيرند. در نتيجه دنبال اين هستند تا بحث‌هاي داغ سياسي در اين كرسي‌ها مطابق آنچه در برخي مطبوعات و رسانه‌ها صورت مي‌گيرد، انجام شود.بنابراين هدف اصلي برگزاري كرسي آزاد‌انديشي كه بحث، نقد و گفت‌وگو بين دانشجويان است به حاشيه مي‌رود. نكته اساسي و بنيادي ديگر اين است كه ما به هر حال خيلي تمرين نكرده‌ايم كه با هم گفت‌وگو كنيم و در پرتو گفت‌وگو به نكات و مسائل جديد برسيم و نقاط ضعف خودمان را شناسايي كنيم و طبيعتاً در بحث برگزاري كرسي‌هاي آزاد‌انديشي هم اين مسائل و مشكلات وجود دارد. با وجود همه موارد اشاره شده، برگزاري كرسي‌هاي آزاد‌انديشي نياز و ضرورت دانشگاه‌هاست كه مقام معظم رهبري نيز بارها بر آن تأكيد كرده‌اند. بايد قشر دانشجو كه قشر جوان و تحول خواه جامعه است به نوعي درگير مباحث و موضوعات روز جامعه و انديشه‌اي شود تا در مسير رشد و توسعه كشور قرار گيرد.لذا مسئوليت مديريت دانشگاه‌ها به‌ويژه حوزه‌هاي فرهنگي در دانشگاه‌ها است كه بستر و زمينه لازم را در پرتو ايجاد انگيزه براي دانشجويان براي مداخله فعال در جهت برگزاري اين كرسي‌ها فراهم نمايند.

منبع:

http://www.hamshahrionline.ir/details/297570/Opinions/localviewpionts

آزاداندیشی اسلامی و روشنفکری دینی

مقدمه

برای انتخاب ادبیات نوشتار دو فرض درنظرم بود:. استفاده از عبارات ساده, روان و خالی از اغلاق و پیچیدگی که علاوه بر حوزویان, که مخاطب اصلی اند, مخاطبان غیرحوزوی هم بخوانند.2. روش مشکل نویسی با استفاده از اصطلاحات فقهی, اصولی, کلامی و عرفانی که این جزوه را محدود به عالمان متخصص نماید.پس از اندکی فکر, شیوه اول را انتخاب کردم و طریقه دوم را, که معمولاً برای اثبات مراتب علمی و مهارت و تخصص مؤلفان کارآیی دارد, به بحث و وقت دیگری موکول می نمایم.

آزاداندیشی اسلامی و روشنفکری دینی

تعریف روشنفکری دینی

ده ها صفت برای روشنفکر ارائه شده که مهم ترین آنها موارد زیر است:

1 . آگاهی از احوال و اوضاع زمانه

2 . شناخت دردها و آسیبها و امتیازات جامعه

3 . شجاعت در شناخت و بیان درد و درمان جامعه

4 . آزادمنشی در تفکر و اندیشه و نقادی نسبت به وضع موجود

5 . رو به آینده داشتن و تنفر از عقب گرد و درجا زدن

6 . عاشق نوآوری و پیشبرد جامعه

7 . عاری از خرافه و تحجّر و مزیّن به عقلانیّت در فکر و عقل

این گونه توصیفها از منظر حامیان روشنفکری است و در مقابل توصیفهای مذمت گونه ای از سوی مخالفان آزاداندیشی برای روشنفکران وجود دارد.

براین اساس, تعریف جامع و مانعی برای روشنفکری دینی سراغ ندارم; ولی باتوجه به توصیفهای موجود می توان گفت: مصداق خوب روشنفکر دینی, فردی باشد که از سویی با دلیل و همراه اعتقاد و تعبّد, اسلام را جوهری پایدار و جواب گوی ابدی نیازهای روز هر زمان و مکان بداند و از سوی دیگر, قادر به شناخت واقعیات و نیازهای جوامع زمان خود باشد.(2) اگر فاقد رکن اول باشد, دینی نیست و اگر رکن دوم را نداشته باشد, روشنفکر نیست. البته در هر زمانی چنین مصادیقی, زیاد نخواهند بود و چون این اصطلاح می تواند نسبی درنظر گرفته شود, به اندازه وسعت دامنه, نسبت مصادیق هم زیادتر می شود. تفاوت روشنفکر دینی و روشنفکر مطلق این جاست که اولی در محدوده دین مورد قبولش عمل می کند. فرض این است که او به دین اعتقاد دارد و برخلاف معتقدات خویش به راهی نمی رود و دومی چون چنین سرمایه و راهنمایی مثل معارف آسمانی ندارد, آزادتر, ولی بدون سرمایه پیش می رود. گرچه کم بودن قید و بندها, کار نوآوری را برای نواندیشان غیردینی آسان تر می کند, اما اولاً کم تر جامعه ای هست که نوعی قید و بند و تعصبهای سنتی, قومی, ملی و اجتماعی نداشته باشد و ثانیاً راهنماییهای الهی, محقق را از لغزشهایی از نوع آن چه فرهنگ غرب به آن آلوده شده, حفاظت می کند و باتوجه به تجربه و اسناد معتبر اسلامی می توانیم بگوییم:

اسلام به روشنفکر دینی نشاط و سرزندگی می بخشد و او را در عمق وجدان متعهد می سازد, به اهداف و آرمانهایش تقدس می بخشد و از بی تفاوتی نسبت به حوادث اطراف خود و بی دردی نسبت به مشکلات جامعه رها می سازد.او را در مسیری از تکامل قرار می دهد که در هیچ حدی متوقف نمی گردد. مانع از خیانت و سقوط او می شود. از تضاد و لجاجت و تعصّب و تقلید کور و خودخواهی و انحصارطلبی بازمی دارد. به او هویت مستقل می دهد. از خودباختگی بازمی دارد. به او عزت نفس می بخشد و مانع از ذلّت پذیری و زبونی او می گردد. او را از یأس و ناامیدی محافظت می نماید و به او روحیه و قدرت تلاش و مبارزه و جهاد عطا می کند و رحمت و رأفت نسبت به انسان را در وجودش نهادینه می کند و پاسداری از حق و حقیقت و دوری از ریا و تزویر و حق پوشی به صورت ملکه ای بر رفتار و گفتارش سایه می گستراند.

انسان الگو

قرآن و سنت به اسباب و عوامل روشنفکری دینی توجهی خاص مبذول و پایه و مایه تربیت چنین انسانهایی را به وضوح طراحی و اجرا کرده اند.

اساسی ترین برنامه مکتب اسلام تربیت انسان مؤمن, عالم, متقی و دارای عمل صالح است که از اولین آیات نازله بر پیغمبر(ص) در سوره علق و نیز توضیح فلسفه خلقت آدم و بشر بر روی زمین به عنوان خلیفة اللّه در بدو آفرینش آدم ابوالبشر(ع) و موارد فراوان دیگر در قرآن به دست می آید.

عقل و فکر

مهم ترین سرمایه انسان برای ارتقاء به جایگاه انسان الگوی شایسته قرآنی, سرمایه عقل و فکر و هدایت الهی است که در انسان این سرمایه به طور استعداد و قابلیت موجود است و بهره گیری از این موهبت الهی با راهنمایی عقل و وحی به عهده انسان گذاشته شده و عنصر اختیار و انتخاب زمینه این مسؤولیت است و همین سرمایه گرانقدر توشه این راه سعادت است که در مسیر او مشعل های فراوان روشنگر و علائم راهنما از منبع وحی و عقل قرار گرفته است.

قرآن و عقل و فکر

جالب است که در کتاب مقدس الهی توجه ویژه و معناداری به عقل, فکر, دانش و ایمان در کنار هدایت الهی شده و این توجه در سراسر قرآن کریم و در نقاط مناسب آن تعبیه گردیده است. صدها بار واژه های مشتق از علم و ده ها بار از واژه های مربوط به عقل, فکر, عرفان, تفقه و مشابه های دیگر و صدها بار از کلمات ارزشی هدایت و ایمان به عنوان ضلع دیگر این ساختمان کثیرالاضلاع استفاده شده که نتیجه این مجموعه عوامل انسان ساز, تربیت انسان مورد نظر است که در جهت ثبت و ارج گذاری در قرآن به کار رفته است که می توان هدف را جلب توجه انسانها به ارزش و ضرورت این سرمایه ها در مسیر سیرالی اللّه و کمال و سعادت افراد و جوامع برشمرد.ناگفته پیداست که همه اینها در تربیت انسان مؤمن عالم و عامل نقش ایفا می کنند و ثمره این شجره طیبه, انسان روشنفکر دینی است.

سنت, عقل, فکر, علم و عمل صالح

منابع روایی ما معمولاً اولین باب را به عقل و دومین باب را به علم اختصاص می دهند1. حتی کُتبی که توسط علمای اخباری تدوین گردیده, چنین است و این نشان خوبی است که حتی منکران ارزش و اعتبار بسیاری از مباحث علم اصول, که یکی از سرمایه های اجتهاد علمای عقل گرا و به اصطلاح اصولیون است, هم از نقش والای عقل و فکر در ساختار نظام اسلامی غافل نمانده اند.کتاب گرانبهای تحف العقول وصایای امام هفتم حضرت موسی بن جعفر(ع) به هشام بن حکم(3) را آورده که حدود نود درصد آن وصایا تکیه روی عقل, تعقل و تفکر, به عنوان مهم ترین عامل سعادت و کمال دارد و در یکی از ده ها وصیت به تعقل می فرماید: (یا هشام, ان لله علی الناس حجتین, حجّه ظاهره و حجّه باطنه. فاّمّا الظاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه و اما الباطنه فالعقول)2.همان مضمونی که مرحوم آیت اللّه شیخ انصاری در (فرائد الاصول) در حجیّت قطع ناشی از عقل روی آن تکیه می کند: (و وجه الاستشکال فی تقدیم الدلیل النقلی علی العقلی الفطری السلیم ما وردمن النقل المتواتر علی حجّیة العقل و انّه حجّة باطنه و انّه ممّا یعبد به الرحمن و یکسب به الجنان)3.همچنین به نقل از راغب اصفهانی می آورد که: (العقل السلیم ایضا حجّة من الحجج فالحکم المنکشف به حکم بلغّه الرسول الباطن الذی هو شرع من داخل کما ان الشرع عقل من خارج)4.می بینید که فقهای بزرگ مقام عقل را تا پای وحی بالا می برند و از تعبیر معنادار حجت باطنه در مقابل حجت ظاهره (انبیا) و یا رسول باطن در کنار تعبیر (عقل ظاهر) برای انبیا استفاده می کنند.خوب است این فراز را با نقل جمله ای از امیرالمومنین زینت دهم که در اولین خطبه نهج البلاغه که مملو از دانش, عرفان و حکمت است, درباره یکی از مهم ترین مسؤولیتهای انبیاء الهی آمده: (وَیُثّیروُا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول) که تعبیر پرمعنا و عمیقی است. یعنی پیامبران, گنج های پنهان شده عقل ها را برای بشر استخراج می نمایند. گنج, پنهان, مدفون و استخراج, واژه های کلیدی این فصل است که در یک جمله گنجانده شده است.

اخباری, اصولی, محدثان, فقها, تقلید, اجتهاد, رکود, بالندگی

کلمات و عناوین فوق نمایان گر واقعیتهای تاریخ اسلام است. هم در شیعه و هم در اهل سنت وجود داشته و دارد که سرگذشت بی پایان جدال عقل و تفکر از یک طرف و جمود و تقلید از طرف دیگر است. در عین این که در هر دو طرف نقاط ضعف و قوت و اخلاص هم وجود دارد.در زمان حضور امام معصوم و پیغمبر(ص) همین بحثها بود ولی در بین شیعیان کم تر و اسناد فراوانی هم موجود است که امامان معصوم شیعه در زمان حضور خودشان هم به شاگردان عالم و اهل نظر خودشان اجازه اجتهاد و استخراج فروع از اصول می داده اند و گاهی به جای اجازه, تکلیف می فرموده اند. برای نمونه چند مورد را می آورم: امام محمدباقر(ع) به ابان بن تغلب می فرمایند: (اجلس فی مسجدالمدینه و افت للناس فانّی احب ّ ان اری فی شیعتی مثلک).

 

 

در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده, من دوست دارم در بین شیعیان خود کسانی مثل تو ببینم.و از معاذبن مسلم می پرسند: (بلغنی انک تقعد فی الجامع فتفتی الناس؟ قلتُ نعم واردت ان أسالک عن ذلک قبل ان اخرج, انی اقعد فی المسجد فیجی الرجل فیسألنی عن الشئی فاذاعرفته بالخلاف لکم اخبرته بما یفعلون و یجئی الرجل اعرفه بمودتکم فاخبره بماجاء عنکم و یجئی الرجل لا اعرفه ولا ادری من هو فاقول جاءعن فلان کذا و جاءعن فلان کذا فدخل قولکم فیما بین ذلک؟ قال فقال لی: اِصنع ذلک فانی کذا اصنع) 5.شنیده ام که در مسجد جامع می نشینی و برای مردم فتوامی دهی, آیا درست است؟ گفتم: آری, و من قصد داشتم قبل از آن که از نزد شما بروم, نظر شما را در این مورد بدانم. من در مسجد می نشنیم, مردی می آید و در موضوعی از من سؤال می کند. اگر بدانم تابع مکتب شما نیست. طبق مذهب خودشان فتوی می دهم. مرد دیگری می آید و می شناسم که دوستدار شماست, پس طبق آن چه از شما رسیده است, فتوا می دهم. مردی هم می آید که نمی دانم آیا از پیروان مکتب شماست یا مخالفین شما, پس می گویم: گروهی چنین می گویند و گروهی چنان, و نظر شما را در میان آنها جای می دهم. معاذ ادامه می دهد که امام(ع) فرمود: چنین کن که من نیز چنین می کنم.

در بین اهل سنت هم, متناوباً, سیاست اجتهاد و تمسک به قیاس و مصالح مرسله و انسداد باب اجتهاد و رواج تقلید وجود داشته و دارد. به طور کلی تا اوایل قرن چهارم باب اجتهاد در میان اهل سنت باز بوده و پس از تکمیل مذاهب چهارگانه این باب مسدود شد. اما خوشبختانه در عصر حاضر اهل سنت گرفتار انسداد باب اجتهاد نیست و محققان دینی اهل سنت نوآوریهای فراوانی دارند.در شیعه بعد از غیبت امام زمان(عج) این تقسیم بندیها نیز در میان پیروان مکتب اهل بیت, به صورت وسیع و جدا از هم به وجود آمده و آثار مثبت و منفی خود را ثبت کرده است.

محدثان

پس از عهد حضور معصومان که عصر تبیین و تفسیر دین است و دسترسی به ائمه بوده, اولین موج معارف اسلامی بعد از غیبت در لباس عصر محدثان ظهور می کند که طبیعی می باشد. این محدثان نزدیک به عصر معصومان بوده اند و بسیاری از اسناد تولید شده توسط ائمه و شاگردان ائمه در دسترس بوده و جمع آوری و تنظیم آنها ضرورت دوران غیبت است و این کار را به خوبی محدثان بزرگواری انجام داده­اند.متأسفانه در زمان پیغمبر(ص) جز در مورد قرآن و نامه های پیغمبر(ص) و بخشی از کلمات ایشان و پس از آن تا حدود یک قرن کتابت حدیث و تاریخ و سنتها معمول نبود, جز در موارد بخصوص و معدود و این از مواردی است که نیاز به تحقیق جامع و بی طرفانه ای دارد.

در زمان خلفای راشدین, امیرالمومنین علی(ع) درخصوص کتابت, استثناء به حساب می آیند. علاوه بر این که خود مهمترین و جامع ترین و معتبرترین کاتب وحی بوده اند, مطالب زیادی از پیغمبر(ص) را نوشته اند و سپس در دوران خلافت ظاهری خود به کاتب فرهیخته خویش علی ابن ابی رافع دستور جمع آوری منابع اسلامی را دادند و عمر بن عبدالعزیز هم به ابن شهاب زهری و افراد دیگر دستور جمع آوری و تنظیم سنت را صادره کرده و طی بخشنامه ای از علمای بلاد خواسته که احادیث صحیح پیغمبر (ص) را جمع آوری و ارسال کنند.شخصیتهایی مثل سلمان, ابوذر, اصبغ بن نباته, ابی رافع و دو فرزندش عبیداللّه و علی و جمعی از بزرگان صحابی یا تابعی شیعی هم آثار مکتوب خلق کرده اند.اما به هر حال, اوائل قرن دوم هجری است که تدوین و تنظیم حدیث و فقه رایج می شود و در میان شیعه بیش ترین آثار مکتوب را در بین شاگردان مستقیم یا غیر مستقیم امامان سجاد, باقر و صادق(ع) داریم.این بزرگواران, شاگردان موفق خود را به تدوین مطالب تشویق می کرده اند. کتاب ارزش مند (الذریعه الی تصانیف الشیعه) اثر ارزش مند شیخ آقابزرگ تهرانی, بسیاری از این کتب و نویسندگان آنها را به تفصیل آورده است.حسن بن علی بن زیاد وشّاء می گوید که در مسجد کوفه نهصد شیخ را دیده که همه می گفتند: (حدّ ثنی جعفربن محمد)6 و حافظ ابوالعباس بن عقده همدانی کتابی در معرفی کسانی نوشته که از حضرت صادق(ع) حدیث روایت کرده اند که در آن کتاب چهارهزار نفر را معرفی کرده است.7. از میان صدها کتابی که شاگردان ائمه نوشته اند, چهارصد اثر مهم تر به نام (اصول اربع ماة)8 بیش تر مورد استناد برای احکام و معارف بوده که بسیاری از آنها تا قرون اخیر مورد استفاده محدثان و فقها بوده و صاحب الذریعه در جلد دوم یکصد و هفده اصل از این اصول را با ترجمه مولفان آنها آورده و بسیاری از آنها در دسترس علامه مجلسی و شیخ حرّ عاملی بوده است.

***

در دوران حضور ائمه(علیهم السلام) با امکان دسترسی به خود آنها و یا دسترسی به آثار مکتوب شاگردان آنها, عملاً و عمدتاً متون روایات مورد عمل مردم بوده و در مواردی که نصی و متنی به دست نمی آمد, فقهای بزرگی بوده اند که با استنباط و اجتهاد حکم مورد احتیاج را به دست می آوردند و عملاً محدثان و فقها در آن دوره از هم جدا نبوده اند.تعدادی از بزرگان و معاریف آنها از این قرارند:

1 . ابان بن تغلب2. ابن ابی عمیر3. ابوحمزه ثمالی4. بزنطی 5 . جابربن یزید جعفی6. حسن بن علی بن فضّال7. زرارة بن اعین 8. ابوبصیر 9. فضل ابن شاذان10 . محمدبن مسلم11. هشام ابن حکم12. یونس بن عبدالرحمن 13. ربیعه بن سمیع 14. عبدالعظیم حسنی و بسیاری از محدثان و فقهای دیگر که دسترسی به اسامی آنها برای خوانندگان گرامی مشکل نیست.بخصوص عده ای که به عنوان اصحاب اجماع شناخته شده اند که نام بسیاری از آنها در اسامی ذکر شده وجود دارد.

پس از غیبت

پس از غیبت امام عصر(عج) دسترسی به امام معصوم بدون واسطه, جز برای چهارنفر مشخص10 در دورانی کوتاه وجود نداشت و پس از شروع غیبت کبری دسترسی با واسطه هم قطع شد و طبعاً در آن شرایط مرجع علمای شیعه, همان اسناد باقیمانده از روات است و تا مدتی فتاوای علما, عمدتا, بهً صورت متنی بود که در روایات آمده بود و در مواردی هم با اجتهاد محدود و قواعدی که قبلاً به تأیید ائمه معصوم رسیده بود, یا در زمان حضور معصوم مرسوم بوده, فتوی صادر می شد. قواعدی از قبیل ملازمه حکم عقل و شرع, ملازمه وجوب چیزی با وجوب مقدمات آن واجب, تمسک به اصل براءت یا استفاده از استصحاب یا بهره گیری از قواعد مستفاد از قرآن و سنت, مثل اصاله الصحه و قاعده لاضرر و وجوب وفای به عهد و عقد, مورد استفاده فقهای آن عصر بوده و سعی می شد از تکیه بر قیاس و مصالح مرسله و نظایر اینها که مورد استفاده اهل سنت بود, خودداری شود.البته اهل سنت به خاطر محروم کردن خود از استفاده از روایات ائمه معصوم به صورتی که شیعه عمل می کرد, به ناچار به ادله ای مثل قیاس و استحسان و مصالح مرسله پناه می برده اند.

نیازها

در این میان تفاوت عمده ای میان نیازهای عملی شیعیان و سنیها وجود داشته است. شیعه به خاطر منزوی بودن و یا تحت فشار حکومتهای بنی امیه و بنی عباس بودن و عدم مسؤولیت اظهارنظر در مسائل حکومتی که بیش ترین مسائل اجتماعی, سیاسی, قضایی و نظامی را دربر داشته و محدودیت نیازهای اقلیت شیعه به موارد احوال شخصیه و مسائل عبادی, اخلاقی, فرهنگی و نظایر آنها, اجباری در ورود به بخش عمده احکام, وظایف جامعه, حکومت و... نداشته اند.در مورد مسائل جدید در قلمرو وسیع حکومت و سیاست خارجی و بیش تر مسائل اقتصادی, قضایی, امنیتی و نظامی و ابواب معاملات و امور خاص حاکمیتی که علمای سنی بایستی جواب گوی سئوالات و نیازها باشند, معمولاً به علمای شیعه مراجعه نمي­شد و اگر نظری می دادند, چه بسا برعکس آن عمل می­شد.طبیعی است که اگر علمای اهل سنت در آن زمان به منابعی مثل نظرات ائمه معصوم توجه می کردند, می توانستند فقه پیشرو, جامع و افتخارآمیزی برای اسلام به ارث بگذارند. حتی اگر بعد از دوران حضور هم به این فرصتها و منابع توجه می کردند, به خاطر نزدیکی به زمان حضور و وجود اسناد معتبر و بیش تر, وضع غیر از آن می شد که امروز هست.

عصر حدیث

به هر حال, محدثان عالی مقام شیعه در سده اول بعد از غیبت در حفظ, جمع آوری, تنظیم و نقادی احادیث شیعه خدمت بسیار بزرگی انجام دادند تا آن جا که فقهای نامدار شیعه و بسیاری از فقهای اهل سنت, مدیون تلاشهای بسیار ارزش مند آنها بوده و هستند و اگر در آن زمان که هنوز اسناد تولید شده زمان حضور در دسترس بود, این خدمت بزرگ و جاویدان انجام نمی شد, مطمئناً این فرصت از دست می رفت و در دورانهای بعد امکان دسترسی کامل به وجود نمی آمد. زیرا در آن زمان که طبع, چاپ و چاپخانه نبوده, تهیه اسناد, متکی به دست نوشته های محدود بود و معمولاً در جریان ناامنی ها و جنگ ها و حوادث, بسیاری از آنها از دست می رفت و یا در اثر تکرار استنساخها به خاطر غفلتها, یا مسامحه ها, یا به خاطر نبودن نقطه گذاری و اعراب گذاری و تشابه حروف و کلمات, تغییرات زیادی رخ می داد که از اعتبار اسناد می کاهید.

مراکز علوم حدیث

شهرهای مبارک قم11 و ری12 بیش ترین سهم را در پایه گذاری این نهضت مقدس داشته اند. ضمن این که بعضی از بزرگان و پیشتازان این علوم برای جمع آوری اسناد و شنیدن از بزرگان دیگری که احتمالاً حامل اطلاعات اضافی بوده اند, به مراکز دیگر هم سفر کرده اند.نیشابور, استرآباد, مشهد مقدس, مرو, سرخس, سمرقند, بلخ, ایلاق13, فرغانه, همدان, بغداد, کوفه, مکه, مدینه و... از مراکزی هستند14 که در آن زمان مدرسه و مکتب داشتند و محدث و عالم شیعی یا سنی در آنها وجود داشتند و محدثان بزرگ سعی داشتند از ذخایر آنها بهره بگیرند.15 مرحوم شیخ صدوق از کسانی است که با تحمّل مشکلات سفرهای آن زمان, به همه مراکز حدیث فوق الذکر سفر کرده و بهره گرفته است.

البته افراد و شخصیتهای فراوانی در آن خدمت بزرگ سهم داشته اند, ولی چند نفر از آنها گوی سبقت را ربوده اند و با ایفای نقش بی بدیل تاریخی, شایسته نام بردن بیش تر هستند. در این مقاله امکان ذکر نام همه افراد, میسر نیست و به ذکر نام و خدمات چند نفر از این بزرگان اکتفا می شود.

بزرگان پیشتاز و نامدار محدّث

از میان خیل عظیم علمای حدیث, چندنفر بسیار نامدارند و آثار آنها هنوز مورد استفاده است:

1 . علی بن ابراهیم قمی, متوفای307 ه.ق, صاحب آثار فراوان و معروف تفسیر و فقه و روایات

2 . محمدبن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی, متوفای329 ه.ق, صاحب کتاب شریف کافی که اساتید و شاگردان این عالم فراوان و دارای آثار گرانبها هستند.

3 . علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی, متوفای328 یا 329 ه.ق, پدر شیخ صدوق که دارای بیش از دویست کتاب است و در اکثر ابواب فقه اثر فقهی, روایی, تاریخی و... دارد.

4 . ابوالقاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه, متوفای 368 ه.ق, شاگرد کلینی و استاد ابن جنید و شیخ مفید و دارای آثار فراوان از جمله (کامل الزیارات) و کتب فقهی, روایی و تفسیری.

5 . محمدبن علی بن حسین بن موسی بابویه, متوفای381 ه.ق, معروف به ابن بابویه که دارای آثار گرانقدر و ممدوح اکثر علما و رجالیون است.

6 . شیخ صدوق, سرآمد محدثان و فقهای زمان خود و متوفای سال381 ه.ق, استاد شیخ مفید و صاحب آثار بسیاری که تا سیصد اثر ایشان شمرده شده و بسیاری از آنها مرجع محدثان و فقهاست و کتاب (من لایحضره الفقیه) و (الهدایه) معروف تر از آناند که نیاز به معرفی و ذکر داشته باشند.

حقیقتا, محدثان و فقهای قرن اول غیبت نقش بسیار عظیمی در حفظ و تنظیم و تنقیح اسناد روائی, تفسیری, تاریخی و بنیان گذاری فقاهت داشته اند و برای حفظ و انتقال اسناد دوره حضور بهترین راویان و امانت دارانند و غنای منابع مکتب اهل بیت در تاریخ اسلام مدیون جهادهای علمی این بزرگان است.

عصر اجتهاد

با شروع غیبت, کمی بعد از شکل گیری دوره محدثان, دوره اجتهاد و تفقه هم شکل گرفت و عوامل مهم آن احساس خلأ حضور ائمه معصوم و دارا بودن سرمایه عظیم اسناد معارف اهل بیت و بالاتر از آن احساس وظیفه برای جواب گویی به نیازهای شرایط جدید پیروان مکتب اهل بیت است که در نقاط بسیاری از جهان اسلام به حکومت رسیده بودند. نیازی که قبلاً باعث رشد فقه و اجتهاد اهل سنت شده بود.

 

اوضاع سیاسی شیعه بعد از غیبت

امواج پیشرفت سیاسی, مدیریتی و حکومتی در کنار رشد علمی شیعه در آستانه شروع غیبت و در دوران غیبت صغری و سپس کبری اعجاب آور است.در دو قرن اول غیبت, بیش تر بلاد و قلمرو وسیع جهان اسلام تحت اداره دولت ها و امرای شیعه درآمده بود. فرق مختلف شیعه اعم از اثنی عشری, زیدی, اسماعیلی و... در بخش های مهم جهان اسلام به حکومت رسیده بودند, مثلاً:

1 . ادارسه یا ادریسیان, 172 تا 375 هجری قمری

در اقصی نقاط مغرب جهان اسلام حکومت شیعه زیدی ادارسه شکل گرفت. ادریس فرزند عبداللّه محض و برادر محمدنفس زکیه از اولاد امام حسن مجتبی(ع) پس از شروع دولت عباسی و ادامه غصب حق اهل بیت قیام کرد و شکست خورد و به غرب آفریقا محل فعلی مراکش رفت و در آن جا نهضت شیعی را آغاز کرد و در آستانه پیروزی به شهادت رسید.16 پیروانش فرزند نوزاد او را ادریس دوم نامیدند و به حکومت برگزیدند. این سلسله203 سال در آن منطقه با فراز و نشیبهایی حکومت داشت و حتی شاخه ای از آنها در بخشی از آندلس برای مدتی امارت می کرد و بخشی از آثار معارف اهل بیت که هنوز در آن منطقه وجود دارد, میراث همین سلسله حکام ادارسه است.

2 . علویان طبرستان, 250 تا424 هجری قمری

در آستانه غیبت صغری در طبرستان حکومت علوی از سوی فرزندان امام حسن مجتبی(ع) تأسیس شد و علی رغم درگیری دائم با صفاریان, طاهریان, سامانی ها و بعضی از قدرتهای محلی توانستند با اقدامات اسلامی و آموزشی و فرهنگی و رفتار خوب با مردم, موقعیت تشیّع را در این منطقه بسیار مهم تثبیت کنند و با ایجاد ارتباط با سایر نهضتهای شیعی به آنها کمک کنند و حتی در عراق به مجاهدان شیعه که سخت تحت فشار حکام بنی عباس بودند, کمک می فرستادند و باعث تقویت نهضت شیعی در یمن و تأسیس حکومت شیعی آن جا شدند.

اکثریت چهارده حاکم17 علوی طبرستان زیدی مذهب اند و تعدادی هم شیعه اثنی عشری در میان آنهاست.

3 . بنی رسی, 280 تا 700 هجری قمری:

یمن یکی از نقاط شیعه خیز جهان اسلام است. گویا سفر مأموریتی علی(ع) به یمن و تأثیر عمیقی که بر دلهای مردم یمن به خاطر بروز فضائل ایشان گذاشت, زمینه مساعد فکری شیعی را پایه گذاری کرد و دو تیره اسماعیلیه و زیدی ها برای حضور در یمن رقابت داشته اند, ولی زیدی ها سبقت گرفتند. گرچه این رقابت قرنها با فراز و نشیب ادامه داشته و اصولاً به خاطر دوری یمن از مرکز خلافت سلطه خلیفه بر آن جا معمولاً ضعیف بوده است و حتی در آستانه حادثه عاشورا, بعضی از صاحب نظران به امام حسین(ع) پیشنهاد می دادند به جای کوفه به یمن بروند و از تمایلات شیعی مردم یمن و خصوصیات کوهستانی منطقه برای جهاد با بنی امیه بهره بگیرند.یحیی بن حسین از نواده های امام حسین(ع) و از مجاهدان بنام زیدیه با بهره گیری از مجاهدات ناتمام جدش قاسم الرسی از ائمه مهم زیدیه, توانست در سال280 هجری اولین حکومت شیعی زیدیه را در صعده, با بیرون راندن امرای محلی, تشکیل بدهد و به سرعت در بسیاری از نقاط یمن گسترش دهد و با تصرف صنعاء دولت نیرومند زیدیه در یمن مستقر شد و تا سال700 هجری ادامه یافت و در تمام این دوره با عوامل خلافت و نیز اسماعیلی های فاطمی و امرای محلی زد و خورد داشته و با اقدامات فرهنگی و دینی و توسعه آموزش ها و خدمات, امامت و نفوذ امامان زیدی را در یمن استمرار بخشیدند و هنوز هم اکثریت مردم یمن پیرو زیدیه اند و در صعده, اولین نقطه آغاز دولت علوی زیدی, شیعیان اثنی عشری نفوذ زیادی دارند و در سالهای اخیر درگیریهای خونینی با دولت وقت یمن داشته و دارند. روابط امامان یمن با امرای علویون طبرستان و دیلم از موارد مهم نیازمند به بررسی و تحقیق است.

4 . فاطمی ها, 296 تا 567 هجری قمری:

در سالهای آخر قرن سوم عبداللّه المهدی امام اسماعیلیان حکومت فاطمیان را با بیرون راندن خوارج از تونس, در شمال غرب آفریقا تشکیل داد و این حکومت به تدریج بر مصر, شامات و حجاز مسلط گردید و دولت مقتدری براساس معارف اهل بیت شاخه اسماعیلی و منتسب به حضرت فاطمه زهرا(س) تشکیل یافت. این سلسله حکام شیعی توانستند تمدن عظیمی براساس اسلام و مکتب اهل بیت از زاویه دید اسماعیلیه در بخش وسیعی از قلمرو اسلام به وجود آورند و تهدید جدی برای خلافت بنی عباس باشند و عاقبت به دست ایوبیان سنی شافعی منقرض شدند. اما آثار فکری و فرهنگی آنها هنوز در این مناطق, بخصوص مصر باقی است و الازهر نهاد مهمی باقیمانده از آن دوره است و محبّت اهل بیت در دلهای مردم مصر پایدار مانده و اخیراً آقای قذافی احیای تمدن اسلامی فاطمیان و پیروی از مکتب اهل بیت را راه نجات مسلمانان خوانده است.

5 . قرمطیان18 بحرین, عراق و شام, 258 تا اوایل قرن 5 هجری قمری:

این گروه شاخه ای از اسماعیلیان هستند که محمدبن اسماعیل بن جعفر را امام خود و مهدی موعود می دانستند و فرقه ای تندخو و خشن بودند و افکاری شبیه خوارج, وهابی ها و طالبان را دارا بودند. رهبرشان حمدان بن اشعث, ملقب به قرمط گویا از اهالی خوزستان بوده و فعالیت خود را در عراق آغاز کردند و بالاخره توانستند بر بحرین که آن روز خیلی وسیع تر از بحرین امروز بود, مسلط شوند و حملات زیادی به حجاز و عراق داشتند و یک بار مکه را غارت کردند و حجرالاسود را به مقر حکومت خود منتقل کردند. در شام هم فعالیتهای زیادی داشتند. از اواخر قرن سوم هجری تا سال470 دوام آوردند و سرانجام به دست سلجوقیان منقرض گردیدند.رفتار این گروه و همکاری گاه و بی گاه آنها با فاطمیون و نفوذی که در دستگاه خلافت داشتند, باعث خشم بیش تر خلفای عباسی نسبت به شیعیان بود و خسارتهای مهمی از آن رهگذر بر شیعیان وارد شد.

6. حمدانیان19, 317 تا394 هجری قمری:

حمدانیان حدود نیم قرن حکومت مستقل شیعی اثنی عشری در موصل, حلب, شمال عراق و شامات تشکیل دادند و معمولاً با دولتهای مقتدر آل بویه و فاطمی و اخشیدیه20 درگیر بودند و به خاطر سطح بالای دانش و ادب در مدت کوتاه توانستند تفکر اهل بیت را در آن منطقه پایدار و ریشه دار کنند که هنوز آثار آن در جای جای این منطقه حضور دارد. قبل از تشکیل حکومت مستقل شیعی افراد زیادی از این خاندان در دستگاه خلافت مسؤولیتها و مناصب مهمی داشتند.شخصیتهای کلیدی این دودمان ناصرالدوله و سیف الدوله هستند و حکومت شان از اواخر دوران غیبت صغری (317 ه.ق) پایه ریزی شد.

7. آل بویه, 334 تا 448 هجری قمری:

در دهه آخر غیبت صغری دولت آل بویه شکل گرفت. ابتدا عمادالدوله فارس را تصرف کرد و مرکز حکومت آل بویه قرار داد و سپس معزّالدوله, برادر او, خوزستان و بغداد را متصرف شد و مرکز خلافت رسمی اسلام با حفظ خلیفه در اختیار او بود و برادر سوم, رکن الدوله, اصفهان, ری و بسیاری از مناطق ایران را تحت تسلط درآورد و عملاً مجموعه آل بویه بر بخشی عظیم از قلمرو جهان اسلام استیلا یافتند. شیعه بودن این حکومت مورد اجماع مورخان است. بعضی آنها را اثنی عشری و بعضی زیدی می دانستند. به طور کلی در برخورد با مردم و فرقه های دینی با تساهل و تسامح و سعه صدر رفتار می کردند و در زمان دولت آنها, علوم و فنون اسلامی در همه رشته ها رشد و تکامل خوبی داشته و آثار عملکرد این خانواده ایران را تحت تاثیر مثبت قرار داد و بسیاری از پایه های علمی, دینی و فرهنگی مکتب اهل بیت را مستحکم نمود.

شیعه در مناصب مهم

در این دوره مورد بحث, علاوه بر حکومتهای مستقل شیعی که بیش ترین پهنه جهان اسلام را در دست داشتند, داخل دستگاه خلافت هم شخصیتهای نیرومند شیعی در مناصب مهم مصدر امور بودند. از مقام وزارت که در رتبه بعد از خلافت بود, گرفته تا رتبه امیرالامرایی و سپس در منصب های مهم اجرایی گوناگون چهره های برجسته و منتقد شیعه فراوان بودند.

هم افراد و هم خانواده ها و دودمانهای شیعه به طور وسیع در مصدر امور مهم قرار می گرفتند و در مواردی هم به خاطر سعایت و مورد سوءظن قرار گرفتن, مورد غضب و تصفیه واقع می شدند. آل نوبخت21 و آل فرات22 از نمونه های مهم خانوادگی همکاری با دستگاه خلافت اند که هر دو فامیل در مقام وزارت, امیرالامرایی و کارگزاری و سایر منصب ها حضور و نفوذ زیادی داشته اند.به ظن ّ قوی وضع نفوذ شیعیان در جوامع مختلف جهان اسلام و گستردگی نارضایتی ها در اقوام مختلف کشورها ,که در قلمرو اسلام قرار گرفته بودند و از بدرفتاری ماموران دولتی به ستوه آمده بودند, ایجاب می کرد که چهره های شاخصی از شیعیان در دستگاه خلافت باشند که باعث آرامش خاطر طرفداران مهم ترین جریان مخالف خلافت گردند و به اصطلاح سوپاپ اطمینان باشند.

همان گونه که مأمون با امام رضا(ع) و جمعی از چهره های شیعی, یا ایرانی عمل کرد و با ایجاد رابطه سببی, خاندان اهل بیت را با بیوت عباسیها به هم نزدیک کرد. علی رغم عمق کینه ها و احساس خطر از جانب آنها تظاهر به محبّت چندتن از خلفا به ائمه اهل بیت مشهور است که خود این محبتهای ظاهری عامل مهمی درتوسعه نفوذ مکتب شیعه بود. گرچه حکام بنی عباس انتظار داشتند که نزدیکی رهبران شیعه به حکومت, باعث آلوده شدن و کم شدن محبوبیت آنها شود, امّا هوشیاری رهبران شیعه و توجیه مردم و بخصوص کم شدن فشارها نتیجه عکس مورد نظر حکام را به بار آورد.عوامل مهمی در سه قرن اول تاریخ اسلام نفوذ اهل بیت را در سراسر جهان اسلام عمق بخشیده بود.

عوامل محبوبیّت اهل بیت(ع)

1 . حقانیت و صلاحیت های واقعی مکتب اهل بیت و وجود چهره های فراوانی از سادات و امام زاده ها و شاگردان و علاقه مندان صالح و مجاهد اهل بیت

2 . انتشار علوم و دانش اهل بیت در سراسر جهان اسلام و در مکاتب گوناگون دینی و علمی کشورهای اسلامی

3 . سوءرفتار عمال حکومت با مردم و فساد مشهود در دربارها و مراکز خلافت که برخلاف انتظار جدیدالاسلام ها بود, همزمان با شهرت عدالت خواهی اهل بیت(ع)

4 . مبارزه و جهاد بی امان اولاد ائمه و نیز شاگردان آنها همراه با شعارها و اهداف حق طلبانه و احساس مظلومیت آنها که معمولاً در طول سه قرن با سرکوب, کشتارهای خونین, حبس ها, مهاجرت های اجباری, طردها و مصادره ها و محرومیت های فراوان دیده می شد.

5 . سیاست محبت خلفا به ائمه شیعه برای کم کردن نفرت مردم که باعث رفع بخشی از مشکلات دوستان اهل بیت شد و نتیجه معکوس برای مخالفان شیعه داشت.

6 . ظلم دستگاه به اقوام غیرعرب که آنها را شهروند درجه دوم می شناختند و تبعیض ناروا بین عرب و اقوام و نژادهای دیگر برخلاف نص صریح قرآن و مخالفت اهل بیت با این تبعیض ها

این عوامل و چیزهای دیگر, پیروزی نهضتهای شیعی و در مواردی ملی مناطق مختلف را آسان کرده بود و حضور چهره هایی از ملوک الطوایف های جهان اسلام در مرکز خلافت را ضروری ساخته بود و در این میان بیش ترین نفوذ و قدرت در دو سه قرن بعد از غیبت, سهم شیعیان بود و قابل توجه این که در دولتهای گوناگون شیعی بیش ترین سهم از بنی الحسن و زیدی ها بود که حضور و تلاش بیش تری در میدان مبارزه و جهاد داشتند.

عصر فقاهت و اجتهاد

دوره اجتهاد, تقریبا, همزاد دوره محدثان است. با این تفاوت که محدثان تلاش خود را روی جمع و حفظ و تنظیم احادیث متمرکز کرده بودند و فقها جهادی سخت برای تنظیم علوم فقه آغاز کردند. کاری که اهل سنت به خاطر نیاز و کمبود اسناد روایی قبلاً به آن پرداخته بودند و نکته مهم این که به خاطر حاکمیت شیعیان در بخش مهمی از قلمرو اسلام, نیاز به احکام حکومتی, سیاسی, اجتماعی, اقتصادی و فرهنگی زیاد شد و همین نیاز فقهای شیعه را فعال تر کرد و مورد حمایت حکام شیعه قرار داد.این حرکت از دوران غیبت صغری آغاز شد و در زمان مدیریت شیخ طوسی به کمال رسید. پیشتاز این نهضت مقدس ابن ابی عقیل, ابومحمد حسن بن علی نعمانی حذاء23 (م329 ه.ق) و سپس ابن جنید اسکافی24 (متوفای381 ه.ق) هستند و شیخ مفید25 و سیدمرتضی26 و بالاخره شیخ عظیم الشأن طوسی27 آن تلاش مبارک را دنبال و تکمیل کردند و مکتب فقاهت شیعه را آن چنان غنی ساختند که به اعتراف دوست و دشمن جامعیتی بالاتر و غنایی عمیق تر از فقه اهل سنت پیدا کرد و سرافکندگی طالبان رونق فقه اهل بیت را تبدیل به سرافرازی نمود.مرحوم شیخ طوسی در مقدمه کتاب بسیار ارزشمند (مبسوط) آورده:

 (چون امامیه در گذشته تفریع فروع نمی کردند و تنها به تبیین حکم موارد نصوص که دست به دست به آنها رسیده بود, قناعت می کردند, مخالفان برآنان طعن می زدند.)این کتاب بدان خاطر تصنیف شد تا بدانند شیعه امامیه به برکت احادیث وارده از ائمه می تواند تمام مسائل را استنباط کند و نیاز به اعمال قیاس و امثال آن ندارند.

نتایج مهم دوره اجتهاد

1 . فقه شیعه از صورت نقل قول متون نصوص درآمد و با اعصای استدلال, فروع بر اصول منطبق گردید.

2 . علم اصول فقه پایه گذاری و نگاشته شد که نمونه مشخص تر آن کتاب (الذریعه الی اصول الشیعه) تألیف سیدمرتضی است. گرچه بعضی از مسائل علم اصول در زمان حضور ائمه مورد عمل بود.

3 . حکم بسیاری از مسائل که نصوص مستقیماً متعرّض آنها نشده بود, با استدلالهای قابل اطمینان بیان شد که نمونه های فراوان آن را در (المقنعه) شیخ مفید و (انتصار) سیدمرتضی و... می بینیم.

4 . فقهای نام آوری چون ابن ابی عقیل, اسکافی, شیخ مفید, سیدمرتضی و شیخ طوسی درخشیدند و در مکتب پربار آنها صدها مجتهد و فقیه تربیت شدند.

5 . اجتهاد و فقاهت در حدود نیازهای آن زمان به اوج کمال رسید.

6 . فقه شیعه در کنار فقه عامه سربلند کرد و مقایسه مزیتهای فقه اهل بیت, همراه با اصطلاحات و فنون اجتهاد مقدور گردید.

7 . فقه مقارن طلوع کرد و موارد اشتراک یا افتراق نظر مکتبهای اهل سنت و شیعه مشخص شد که کتابهای (مسائل) و (الخلاف) سیدمرتضی و شیخ الطائفه از نمونه های خوب آن است و باب مناظره های فقهی گشوده شد.

8 . علم اصول شامل: عقل و اجماع و ادبیات و عرف و الغاء خصوصیتها و مصلحت به کمک علوم فقهی آمدند و کار استنباط را تسهیل نمودند.

9 . کتابهای ارزش مند دیگری با استفاده از منابع موجود آن که نزدیک به عصر ظهور بود, تألیف شد که قرنها و تاکنون مورد استفاده حوزه های علمیه است.

دین و عقل و نیاز توسعه علوم دیگر

قابل توجه این که سایر رشته های علوم هم تحت تأثیر نیاز و خواست اسلام و توجه ویژه به عقل و فکر در جامعه اسلامی به رشد بی سابقه و افتخارآمیزی دست یافتند و همین سرمایه دانش باعث خلق تمدن عظیم اسلامی شد. تمدنی که عمق, وسعت و جامعیت آن در تاریخ بشر مشابه شناخته شده ای ندارد.اما در این میدان, مسأله فراتر از بحث مذهبی و فرقه ای شیعه و سنی است. در این میدان کلیت استعداد و منابع جهان اسلام به کار رفته و نقش فرقه ای در آن کم رنگ است.

آزاداندیشی و تمدن اسلامی

در این میدان وسیع هم شکستن طلسم های تعصبات و تنگ نظریها و در نوردیدن مرزهای جغرافیایی و تاریخی و معتقدات دینی و قومی و نژادی عامل مهم روشن ضمیری و باز کردن آیینه دلها در مقابل دست آوردهای سایر اقوام و ملل و نحل28 و تمدنهای قدیم و جدید است که عملاً دانش و فن و ادب را از زندانهای خودساخته تعصبات در آورد و به عنوان میراث و حق کل بشر و کل جهان به آن نگاه شد و این, یک مصداق مهم و بارز برای روشنفکری دینی و آزاداندیشی اسلامی و قرآنی است.

مکتبی که در اولین پیام آسمانی خود انسان عالم و مومن و آشنا به قلم و دانش را محور حرکت خود قرار داده و قیدی و محدودیتی برای انسان درنظر نگرفته است:(اقراء باسم ربک الذی خلق, خلق الانسان من علق, اقراء و ربک الاکرم, الذی علّم بالقلم, علّم الانسان مالم یعلم)29.همان جا هم هشدار می دهد که اگر همین انسان دچار خودبینی, انحصارطلبی و تجاوز از حق و حدّ شود, باید در دادگاه خدای خلق پاسخ گوی سوءاستفاده از نعمتهای الهی و کجروی از مسیر حق باشد.(کلاّ ان ّ الانسان لیطغی, ان رءَاه استغنی, ان الی ربک ّ الرجعی)30.همین طغیانهاست که انسانها را از دیدن حقیقت باز می دارد و عقل و فکر او را در محدوده تنگ تعصبات اسیر می کند و باعث محرومیت خود و دیگران از شناخت و عمل به حق می شود و ایمان واقعی عامل تحقق این بخش است.

***

آری تحت تأثیر تعلیمات قرآن و دستور تفکر در آسمانها, زمین, دریاها, موجودات و... و استخراج دفینه های عقلانی توسط پیغمبر(ص) و بروز نیازهای جامعه بزرگ اسلامی, نهضت علمی همراه با آزاداندیشی و به کارگیری عقل و خرد فردی و جمعی آغاز شد و با فرمان حیات بخش (أطْلُبُوالْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّینِ)31 و ستایش از ملتی غیرعرب (ایرانی) که اگر علم را در ثریا هم سراغ داشته باشند, آن را به زمین می کشانند32, امواج خروشان دانش در اقیانوس عظیم جهان اسلام بروز کرد.

ابتدا با نهضت ترجمه

ترجمه آثار تمدنهای دیگر در دوران بنی امیه محدود به نیازهای ضروری عمدتاً درباری بود, ولی در زمان بنی عباس و در عهد صادقین(ع) هم نهضت ترجمه آثار علمی زبانهای دیگر وسعت گرفته و با تأسیس بیت الحکمه توسط منصور دوانقی33 که خود تقلید و اقتباس خوب از ابتکار انوشیروان و سلسله ساسانیان ایران34 است و فراخوان علما و ادبای زبان دان و تشویق های بجا نهادینه شد.جالب این که آثار ممتاز علمی از تمدنهای هند, ایران, یونان, روم, مصر و چین از زبانهای هندی, پهلوی, قبطی, سریانی, یونانی و... به سرعت به عربی ترجمه می شد و در اختیار دانش پژوهان قرار می گرفت و همزمان کتابخانه های جامع و منظم شکل می گرفت.مراکز خلافت در بغداد, مصر و اندلس مسابقه ای در جذب مترجمان و تأسیس کتابخانه های35 وسیع و جامع و جذب دانشجویان داشتند.خوشبختانه آثار ارزشمندی در معرفی این کتابها و نویسندگان و مراکز آنها موجود است و از پیشتازان این تاریخ نگاری به کتابهای ارزشمند (الفهرست) نوشته ابن ندیم و (طبقات الاطباء), (اخبار العلما), (اخبار الحکما) نوشته ابن ابی اصیبعه و (تاریخ الحکماء) نوشته ابن قفطی اشاره می کنم. تشویق و اقدام به ترجمه, تمامی رشته های علمی مورد نیاز را دربرمی گرفت و از میان آنها فلسفه, نجوم, ریاضی, پزشکی, جغرافیا, ادبی, هندسه, تاریخ نگاری, شیمی و مکانیک مورد توجه بوده است.دوران شکوفایی ترجمه حدود دو قرن دوام یافت و سرانجام با اشباع فضای علمی از آثار موجود دیگران و شروع تألیفات تحقیقی مشابه یا بهتر در داخل مراکز علمی اسلامی و جذب و هضم بسیاری از مراکز علمی تمدنهای دیگر در داخل قلمرو جهان اسلام, نهضت ترجمه از رونق افتاد و جای خود را به نهضت تولید علم همراه با تحقیق داد. گرچه بیت الحکمه و کتابخانه های زاییده از آن تا آغاز حمله و غارت مغول ادامه داشت, متأسفانه حمله, غارت و فتنه عالم سوز مغول بسیاری از این سرمایه های ارزشمند را منهدم و نابود کرد.

عصر پژوهش و نهضت تولید دانش

هماهنگ با رشد نهضت ترجمه, تحقیق و تولید علم با کمی عقب تر از ترجمه ها شکل می گرفت. نیاز جامعه و جذب دانشمندان غیرعرب در کلیّت جهان اسلام فاصله تمدنها را کم کرد و زبانهای عربی و پهلوی و قبطی هم خودی به حساب می آمدند. گرچه باتوجه به اصالت زبان عربی و غنای آن و زبان رسمی حکومت بودن آن, ترجیح در انتخاب زبان پژوهش ها با زبان عربی بود.در بحثهای اصلی علوم روز از قبیل حدیث, فقه, اصول, منطق, عرفان, فلسفه, ریاضیات, پزشکی, نجوم, شیمی, فیزیک, مکانیک, ادبیات, تاریخ, جغرافیا, منطق و رشته های ریزتر زیرمجموعه های این علوم نهضت نیرومند, ریشه دار و آینده نگر تحقیقات جریان داشت و طبیعی است که سرعت کار پژوهش به سرعت کار ترجمه نمی رسد و آثار تحقیقات معمولاً چنددهه دیرتر از آثار ترجمه شهرت یافت.

از ویژگیهای کار تحقیقات آن زمان پراکنده شدن آن در بخشهای مختلف جغرافیای جهان اسلام است که مراکز تحقیقی به تناسب سوابق علمی در منطقه و باتوجه والیان هر منطقه شکل می گرفت. در مکّه, مدینه, بغداد, کوفه, بصره, شام, مصر, جنوب ترکیه امروز, قم, ری, نیشابور, استرآباد, بلخ, سمرقند, بخارا, خوارزم, همدان, مشهد, اصفهان, فارس و خیلی از مناطق دیگر حوزه های بزرگ یا کوچک36 با محوریت دانشمندان همان حوزه فعال بودند.جالب این که علی رغم مشکل ارتباطات در آن زمان, تأثیر و تأثر فکری در این حوزه های متفرق کم نیست و سفرهای علمی برای گرفتن یا دادن دستاوردها در حال انجام بوده و معمولاً مسابقه ای هم بین حکام مناطق در جذب دانشمندان و ایجاد فضاهای محاوره و مناظره های تماشایی بین بزرگان علم و ادب رواج داشته است.طبیعتاً علوم دینی شامل تفسیر, حدیث, فقه, اصول, کلام و عرفان با استفاده از منابع کتاب و سنت و ارتباط با علمای دینی ادیان دیگر, توسعه ای پیش از سایر علوم داشته اند که بخشی از آن را قبلاً آوردیم و در همه زمینه های فوق الذکر دانشمندان عرب, عجم, مسلمان, مسیحی, یهودی, زرتشتی و گاهی ملحد همان منطقه فعال بوده اند.

فلسفه

مبنا و محور علوم فلسفی, فلسفه یونان و عمدتاً آثار ارسطو, افلاطون و... بوده که از ترجمه آثار آنها بهره می گرفته اند و کم کم نقدها و نوآوریها و شرح و بسط ها تا حدودی به فلسفه شکل اسلامی و بومی داد.بزرگانی چون محمدبن زکریای رازی و ابوالنصر محمدبن محمد فارابی و حکیم عظیم القدر ابن سینا و ده ها فیلسوف پرآوازه مسلمان عرب و عجم در قرون سه و چهار و پنج هجری در توسعه فلسفه که آن زمان شامل بسیاری از علوم بود, فعال بودند و نوآوریهای زیادی داشتند.تا آن جا که ابن سینا به این نتیجه رسیده بود که با بهره گیری از نوآوریها و منابع شرقی, فلسفه شرق را در مقابل فلسفه رایج آن زمان که متکی به فلسفه غرب بود, عَلَمْ کند و یادداشتهای زیادی برای آن تألیف خود که تحت عنوان (الحکمه المشرقیه) جمع آوری شده, آماده کرده بود و متأسفانه گویا در حمله افاغنه غزنوی به اصفهان از دست رفته و بعداً توفیق جمع آوری مجدد آنها را به دست نیاورد.در کنار فلسفه, علم منطق هم نظم و جایگاه مناسب خود را در حوزه های علمی پیدا کرد. اگرچه اصل منطق از فطریات بشر است و همیشه متدی و شیوه ای برای ابلاغ نظرها بوده, ولی سازماندهی آن با ارسطو شکل گرفته و علمای بزرگ اسلامی نظیر ابن مقفّع, ابن سینا, فارابی و خواجه نصیرالدین و صدرالمتالهین آن را تکمیل کرده اند.

ریاضیات

گرچه اعراب به خاطر ساده بودن شیوه و سبک زندگی, احساس احتیاج به فرمولهای پیچیده ریاضی نمی کردند, اما با توسعه قلمرو اسلام و سر و کار پیدا کردن با تمدنهای زمان, توجه ویژه به علوم ریاضی پدید آمد.

در این میان ایرانیها پیشتاز دریافت و توسعه علوم ریاضیات و تلفیق معناداری بین اندوخته های ایرانی, هندی و یونانی شدند.تعداد مدارس و مراکز و دانشمندان ریاضی قلمرو مسلمین از حدّ قابل شمارش در یک مقاله برون است و ابداعات و نوآوریهای مسلمانان و غیرمسلمانان در قلمرو جهان اسلام بسیار زیاد است.از دانشمندان پیشتاز این علوم احمدبن عبداللّه مروزی و ابوعبداللّه محمدبن موسی خوارزمی37 و ابوالحسن ثابت بن قرةّ بن زهرون حرّانی38 صاحب ده ها تألیف و ترجمه در علوم و فنون ریاضی و ابونصر محمدبن طرخان فارابی39 ملقب به معلم ثانی فیلسوف و ریاضی دان و ابوالوفاء محمدبن یحیی بن اسماعیل ابن عباس بوزجانی40 و ده ها دانشمند نام آور دیگر هستند و ابداعات مسلمانان در این علم آنقدر زیاد است که اصل متون ترجمه شده را تحت الشعاع قرار داده است, از قبیل: ابداع روشهای جدید برای یافتن پاسخهای عددی معادلات درجه2 و3, اصلاح شیوه عددنویسی هندی, ابتکارات در حیطه علم مثلثات, تکمیل حساب دستگاه اعشاری, تأسیس کسرهای اعشاری, ایجاد مفاهیم جدید در تئوری اعداد, ایجاد علم جبر و خیلی ابداعات دیگر.

طب و پزشکی

علوم پزشکی جزو اولین علومی بود که جهان اسلام براساس داده های پزشکی ایران, هند و یونان آن را شکل و سپس بخوبی توسعه داد.نیاز فرد فرد جامعه و سفارشهای صریح پیغمبر(ص) و ارزش دادن به این دانش در کنار دانش دینی, زمینه توسعه این بخش از علوم را فراهم کرد.گرچه در دوران نهضت ترجمه بیش تر به ترجمه آثار پزشکی قناعت می شد, اما با شکل گیری مراکز تحقیق, تدریس و تألیف, مسلمانان در این بخش ابداعات بسیار مهمی تقدیم بشریت کردند و دانشنامه های جامع و تک نگاریهای محققان, دائره المعارف ارزش مندی را در افتخارات علمی طب اسلامی ثبت کرد.در آن میان علمای دینی و محدثان هم منابع خوبی از روایات و توصیه های پیغمبر(ص) و ائمه(ع) جمع آوری کردند و اسم آن را طب النبوی یا طب ائمه گذاشته اند.چهار دانشنامه یا دائره المعارف معروف و پیشتاز جهان اسلام هنوز هم در مراکز علمی جهان از افتخارات تاریخی مسلمانان به شمار می روند:

1. آثار پزشکی محقق برجسته قرن سوم, ابوالحسن علی بن سهل ربّی طبری41 که چه فردوس الحکمه42 و چه مجموعه آثار پزشکی دیگر از منابع مهم تحقیق و آموزش آن زمان شد.

2 و3. کارهای کم نظیر ابوبکر محمدبن زکریای رازی(251 320ه.ق) گام بلند و بزرگی در پیشبرد فنون و علوم پزشکی مسلمانان است43.

کتاب المنصوری فی الطب44 که نوشته خود اوست و مجموعه الحاوی45 که بعد از مرگ او توسط شاگردانش با جمع آوری نوشته ها و گفته ها و عمل او شکل گرفت, دائره المعارف بزرگی را خلق کرد.

4 . چهارمین دائره المعارف پزشکی مسلمانان کتاب معروف القانون فی الطب 46 نوشته ابوعلی سینا (370428 ه.ق) است.

این دانشنامه ها و موارد فراوان تک نگاریها که معمولاً در یک موضوع از قبیل آبله, سرخک, قولنج, قلب, مثانه و... می باشد, با ترجمه های متعدد و شرحهای فراوان سرمایه علمی جهان غرب و پایه و اساس پیشرفتهای معجزه آسای امروزی شده است.شاخه های مهم پزشکی مثل داروشناسی, جراحی, طب بالینی, فیزیولوژی, تشریح بیمارستان, روان پزشکی, ضدعفونی و... در بخش طب جهان اسلام شاهد نوآوریها و پیشرفتهای ستایش آمیز و غیرقابل انکار است.

نجوم

علم نجوم به خاطر عقایدی که از قدیم درخصوص تأثیرات حرکات فلکی بر سرنوشت بشر و موجودات وجود داشته, مورد علاقه حکام وقت بوده و از منجمان در برنامه های کاری خود بهره می گرفتند و به همین جهت در سطح ممکن هر زمان رونقی داشته است.در تاریخ اسلام با ترجمه کتب و آثار یونانی و ایرانی هیئت بطلمیوس محور کار بود و چون اساس این نظریه را محوریت زمین در حرکت کرات آسمانی تشکیل می داد, پیشرفتها هم خالی از اشکال نبود, گرچه به صورت موردی در محاسبات نجومی دریافتهای ارزش مندی داشتند.الفزاری47, خوارزمی48, مروزی و بسیاری از دانشمندان نجوم آثار ارزش مندی در این رشته خلق کرده اند و سرانجام ابوعبداللّه محمدبن جابربن سنان رقی حرّانی بتانی اخترشناس و ریاضی دان مشهور قرن سوم هجری قمری توسعه کم سابقه ای در علوم هیئت به وجود آورد و نوآوریهای زیادی را وارد میدان دانش نجوم نمود که حق بزرگی بر اخترشناسان و دانش اخترشناسی دارد.تا آن جا که محققان تاریخ, کوپرنیگ49, تیکوبراهه50, کپلر51, گالیله(4) و ریچارد دانژن انگلیسی را تحت تأثیر نوآوریهای بتاّنی می دانند و قابل توجه این که به خاطر شروع نقد و ایجاد تردید توسط علمای اسلامی در نظریه بطلمیوسی راه ایجاد انقلاب در علوم ستاره شناسی و حرکات فلکی قدیم باز شد و تغییر تئوریهای (پیش کوپرنیکی) از همین جریان بت شکنی و طلسم زدایی دانشمندان شجاع اسلامی به وجود آمده است.

 

فیزیک و مکانیک

دانش فیزیک و مکانیک در طبقه بندی علوم جهان اسلام در ردیفهای آخر علوم قرار داشتند و پایه و اساس آنها از موجودی این دانش در خاورمیانه, مصر, شامات, یونان, روم و ایران شروع می شود و چاشنی داده های خاور دور هم به آن اضافه می شود.

مورخان می گویند: رونق علوم مکانیک در جهان اسلام توسط بنوموسی شاکر52 در بغداد آغاز شد و در اول قرن هفتم توسط جَزَری در دیار بکر به اوج رسید و در میان این دو تاریخ, دانشمندان زیادی چون خازنی, بیرونی, ابن سینا, ابن هیثم, قرطبی و... نقش ایفا کرده­اند.اعراب این دانش را به عنوان (علم الحیل) معرفی کرده اند, چون شیوه و ابزار کار در بخشهای موردنظر را فراهم می آورد و انجام کار را آسان می کرد.در این علم که عمدتاً کاربردی و تا حدودی تئوریک بود, رشته هایی از سایر علوم زمان مورد استفاده بوده اند.

کیمیا(شیمی)

این دانش پرونده ای پُر از رمز و راز دارد. مدت طولانی از تاریخ خود گرفتار افکاری غیرقابل تفسیر و توجیه بود که تأثیر و تأثر در مواد و بخصوص کانی ها و بالاخص فلزات را در سایه دخالت روح و موجودات مرموز آسمانی می دانسته اند و به همین جهت دستمایه سوءاستفاده شیادان و گاهی هم افراد مؤمن و خوش باور بوده و اکسیری را دنبال می کردند که فلزات را به ارزش مندترین نوع آن مثلاً طلا تبدیل کند.گویا اولین کسی که این علم مهم را از این مخمصه نجات داد, جابربن حیان53 شاگرد زبردست امام صادق(ع) است. ایشان جنبه های خرافی یا رمزی را ندیده گرفته و همت خود را روی کشف آثار ترکیب مواد کانی, گیاهی و... گذاشته و دستاوردهای خوبی هم داشته و از راه تقطیر مایعات, محصولات و معلومات ارزش مندی برای بشر به ودیعه گذاشت.جابر در عین حال جنبه های راز و رمزی و ارتباطات معنوی و تأثیر و تأثر افلاکیان و مواد زمینی را هم درنظر داشت.اما کار بزرگ تر را دانشمند پُرآوازه اسلامی, پزشک, ریاضی دان و اخترشناس زکریای رازی کرد. او از رمز روحانی کیمیا صرف نظر کرد و کار را روی بعد مادی آن متمرکز کرد و در جریان کارهای آزمایشگاهی کیمیاگری, بخشی از نورچشم خود را از دست داد و ترجیح داد از راه دانش شیمی به راه دانش پزشکی برود.دانشمندانی چون فارابی, ابن سینا, خوارزمی عراقی و نهایتاً کاشانی و جُنیدی در این راه نوآوری کردند و سرمایه ای برای انقلاب علمی دانش شیمی در اختیار محققان غربی قرار دادند و امروز آن دانش کیمیاگر عصای دست و نردبان ارتقاء صنعت و توسعه و رفاه بشری است.

سایر علوم

همه آن چه مسلمین از انواع علوم انسانی, پایه, طبیعی, پزشکی, ریاضی و نجوم گرفته و توسعه دادند, در این موارد خلاصه نمی شود. در رشته هایی مثل تاریخ, جغرافیا, کشاورزی, ادبیات, شعر و نثر عربی و غیرعربی که عمدتاً در حوزه های جامع علمی تحقیق و تدریس می شود و اوج و حضیض هم داشته, در کارنامه علمی و عقلی اسلام جای دارند که در این مقاله فرصت پرداختن به آنها نیست.

 

آثار آزاداندیشی اسلامی

مجموعة آن چه از دستاوردهای علمی و فنی در دو سه قرن بهار تمدن اسلام آورده شد, محققاً ریشه در آزاداندیشی مسلمانان دارد و خود آزاداندیشی شان هم ریشه در تعلیمات قرآن و سنت دارد که نمونه های آن در اهتمام به عقل و فکر و توجه به نظرات دیگران و تشویق اقتباس است(فبشّر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه)54. و (اطلبوالعلم ولو بالصین).تا این سعه صدر و این روحیه مهم اسلامی ادامه داشت, مسلمانان مرکز جذب دانش و دانشمندان و تولید علم و فن بودند و تمدن شان در حال ارتقاء و تعمیق بود و قدرتی دیگر در جهان وجود نداشت که هم سنگ و رقیب آنها باشد.این میراث عظیم اسلامی رفته رفته دچار طمع خودخواهان و میراث بران طمّاع در بخشهای مختلف جهان پهناور اسلام شد و رقابتها و سپس کشاکشها آن هم نه در توسعه علوم, بلکه در سلطه برخاک و مصادره دستا وردها شکل گرفت. درگیری و جنگهای داخلی, جهان اسلام را دچار فرسایش کرد و تنگ نظریها و تعصبات بخشی جای سعه صدر و تحمل نظرات را گرفت و مجالس سازنده محاوره و مناظره تبدیل به هتاکی, طرد, لعن و سپس حذف و تکفیر و کشتار شد.مجموعه بالنده جهان اسلام در اثر نزاعها و فرسایش نیروها آنچنان ضعیف شد که مورد تجاوز, غارت, چپاول, قتل عام و انهدام یک قوم کوچک بیابان گرد به نام مغول قرار گرفت و پاره پاره و پایمال شد.

***

فتنه مغول55در دوران ادامه جنگهای صلیبی(5) پیش آمد که جهان اسلام از دو سو تحت فشار قرار داشت و اگر عوامل انحطاط درونی نبود, می توانست هر دو تهاجم را به نفع خود پایان دهد. یعنی خیلی بهتر از آن چه که بعدها شد که مغول در فرهنگ نیرومند اسلام هضم شد و صلیبی ها تسلیم یا مسلمان شدند و ماندند و یا با کوله باری از معارف اسلامی برگشتند که سرانجام یکی از عوامل حیات علمی و عملی غرب شدند.

جمع بندی

در یک جمع بندی کوتاه, خیلی روشن است که امت اسلامی با هدایت قرآن و سنت توانست در مرکز جغرافیای این کره خاکی رسالت عظیم تمدن سازی اسلام را انجام دهد.ابتدا با جذب آثار ارزش مند تمدنهای کهن شرق و غرب و خاورمیانه و با معیارهای اسلامی, تمدنی جدید, قوی, بالنده و با ترکیبی از معنویت و مادیت بسازد و این معجون شفابخش را حراست کند و سپس از این تمدن و این شجره طیبه که ریشه در اعماق تاریخ و ادیان آسمانی و تمدنهای کهن داشت, شاخ و برگ به سراسر جهان بگستراند و اسلام به عنوان بهترین امانت دار تاریخ با جمع آوری ارزشهای دینی و انسانی گذشته و تجمیع, پرورش, اصلاح و خالص کردن آن, زمینه رشد و ارتقاء را فراهم نماید و سپس به تدریج انوار آن خورشید تابناک را به سایر اقالیم جهان بفرستد.علی رغم همه نشیب و فرازها, اسلام همچنان از ابعاد انسانی و معرفتی و جغرافیایی به پیش می رود و امروز بیش از یک چهارم نفوس بشر و حدود یک سوم از کشورهای مستقل و ارزش مندترین نقاط ژئوپولیتیک جهان و نزدیک 20% تولید ناخالص کره خاک را در اختیار دارد. اما پراکنده و گاهی متعارض است و آرزو داشتیم و هنوز داریم با تأسیس دولت اسلامی بر پایه مکتب اهل بیت و اسلام ناب در مناسب ترین نقطه کره زمین, بار دیگر اسلام نقش واسطه امین و امانتداری را در ارتقاء تمدن بشر با چاشنی عرفان و انسانیت قرآن به عهده بگیرد.منبع:

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4518/7020/85102-

a01.jpg

a02.jpg

a03.jpg

a04.jpg

a05.jpg

a06.jpg

a07.jpg

a08.jpg

a09.jpg


a10.jpg


a11.jpg